وقتی به خودمان احترام نگذاریم و در درون برای خویش اقتداری قائل نباشیم، هرگز نمی توانیم این اقتدار را در زندگی، روابط و رفتارمان عینیت ببخشیم. اقتدار بیرونی، نتیجه اقتدار درونی است و این اقتدار تنها زمانی شکل می گیرد که نگاه و رفتارمان نسبت به خودمان تغییر کند.

موضوع کارگاه آموزشی مسافران: شخصیت سالم (اقتدار مردانه)
استاد: مسافر سفر دوم علیرضا
تاریخ: شنبه ۱۴۰۴/۸/۲۴
نگاه ما در گذشته نسبت به مقولۀ اقتدار متفاوت بوده و این گونه به ما آموزش داده شده بود که تصور می کردیم اقتدار یعنی «حرف مرد یک کلام است »، در حالی که طبق آموزش های سروج، انسان عاقل هیچ گاه بر یک سخن، ثابت نمی ماند. کسی که بر حرف خود پافشاری مطلق دارد، در واقع دچار توهم دانایی است. زیرا عقل پویا، همواره در حال یادگیری، اصلاح و بازنگری نگاه خویش است.
تعریف اقتدار برای ما این گونه شکل گرفته بود که همه جا باید از ما حساب ببرند. گاهی اقتدار را در گیر دادن به خانواده و اطرافیان می دیدیم و در خانه رفتاری شبیه نیروی نظامی داشتیم. انگار اعضای خانواده باید کاملأ در اختیار ما باشند و بدون چون و چرا از ما تبعیت کنند . به جای گفت و گو، بگو مگو محور ارتباطات بود و در بسیاری مواقع این تنش ها به برخوردهای فیزیکی نیز ختم می شد.
در واقع، ما اقتدار را نه در آرامش، منطق و تعامل، بلکه در تحکم و زور می جستیم. در حالی که اقتدار از قدرت سرچشمه می گیرد. قدرت، در اصل یک امر مثبت و سازنده است. اما بسیاری از ما در تشخیص مفهوم واقعی قدرت دچار کج فهمی یا بدفهمی شده بودیم و همین برداشت غلط، می تواند یکی از عوامل مؤثر در روند درمان بیماری اعتیاد ما باشد .

در جلسات شناخت اعتیاد مطرح می شود که یک فرد مصرف کننده، سه مؤلفه «شفافیت» «امنیت» و «حرمت» را به تدریج از دست می دهد و به جای آن دچار روحیۀ طلبکاری، مسئولیت گریزی و رفتارهای مخرب دیگر می شود. در واقع، تنها مسئولیتی که فرد در آن دوران می پذیرد، تهیه و مصرف مواد است و همین موضوع بنیان های اخلاقی و رفتاری او را از هم می پاشد. به همین دلیل، در زندگی چنین فردی یا اصلأ نشانی از اقتدار مردانه دیده نمی شود، یا اگر هست، شکلی پوشالی و ظاهری دارد .
شاید خانواده برای جلوگیری از تنش، خواسته های او را بر آورده می کرده، اما از درون نسبت به او احساس آلودگی عاطفی و یا حتی گاهی آرزوی نابودی اش را داشته است. تمام این ها حاصل شخصیت معتاد گونه ای است که باعث بروز رفتارهای آسیب زا، فروپاشی حرمت و در نهایت عدم اقتدار واقعی مرد در خانواده، اجتماع و محیط کار می شود.
در جلسات سروج، نخستین آموزش به فرد مصرف کننده، این است که مسئولیت بیماری خود را بپذیرد. یعنی قبول کند که لازم است از یک فرد سوء مصرف کننده به یک مصرف کننده منظم و منطقی تبدیل شود. زمانی که فرد این مسئولیت را می پذیرد و در مسیر آن قدم بر می دارد، در واقع اعلام می کند که در اولین مرحله، به خود احترام می گذارد .
نکته کلیدی این جاست که تا زمانی که ما به خودمان احترام نگذاریم، انسان هایی قابل احترام، برای دیگران نیز نخواهیم بود. احترام بیرونی، نتیجه احترام درونی است و آغاز این مسیر با پذیرش مسئولیت بیماری و اصلاح رفتار شروع می شود.
دیدگاه بیمار گونه ای که هر یک از ما گرفتار آن بودیم، عامل مهمی در ازبین رفتن اقتدار واقعی ما بوده است. اقتداری که در آن دوران از خود نشان می دادیم، چیزی جز شبه اقتدار یا اقتدار پوشالی نبود، ظاهری خشن یا متکبر که در باطن هیچ ثبات، منطق و حرمت واقعی نداشت .
ما باید بدانیم تا زمانی که یک موضوع یا مسئله را ابتدا در قبال خودمان رعایت نکنیم، اگر دیگران آن را دربارۀ ما رعایت کنند، این رفتار اغلب از سر اجبار است نه احترام. وقتی به خودمان احترام نگذاریم و در درون برای خویش اقتداری قائل نباشیم، هرگز نمی توانیم این اقتدار را در زندگی، روابط و رفتارمان عینیت ببخشیم .
اقتدار بیرونی نتیجه اقتدار درونی است، واین اقتدار تنها زمانی شکل می گیرد که نگاه و رفتارمان نسبت به خودمان تغییر کند. زمانی که ما به خودمان احترام بگذاریم، طبیعتاً احترام نیز به دنبال آن خواهد آمد.
در هر جایگاهی که باشیم و تحت هر شرایطی که قرار داشته باشیم. ما باید در گام اول در برابر خودمان اقتدار داشته باشیم. یعنی زمانی که می خواهیم یک آموزش را کاربردی کرده و به مرحلۀ اجرا برسانیم، نفس اماره و نیروهای بازدارنده هزاران توجیه و راه برای انجام ندادن آن پیش پای ما می گذارند.
وقتی گفته می شود رأس ساعت مشخص، میزان معینی از دارو مصرف شود، اگر نگاه مان واقعاً تغییر کرده باشد، شربت «اپیوم» را دارو می بینیم و دقیقأ طبق دستور از آن استفاده می کنیم. اما اگر نگاه مان تغییر نکرده باشد، یا فقط تغییر تاکتیک داده باشیم، دارو را هم چنان «مواد» می بینیم و همان رفتارهای گذشته را تکرار می کنیم.
نفس امارۀ امر می کند و پیگیر است. ما باید در برابر این نفس، اقتدار درونی خود را حفظ کنیم . واین یعنی عمل کردن بر اساس فرمان ها، قوانین جلسات و پروتکل درمان .
این عمل کردن ، این وفاداری به اصول، عین اقتدار است . و اقتدار واقعی یعنی اینکه برای خودمان احترام و ارزش قائل باشیم .
اوج اقتدار مردانه، در محبت کردن و عشق ورزیدن است .
اما نکته کلیدی این جاست که محبت و عشق همیشه با لحن نرم و گفتار ملایم همراه نیست . گاهی بنا بر تشخیص درست، که خود نیازمند آموزش، شناخت و رشد است، محبت و عشق می تواند در قالب رفتاری محکم و قاطعانه ظاهر شود .
دوستانی که در این زمینه مشارکت نمودند :
ناصر ـ حمید رضا ـ احمد ـ عباس ـ علی ـ مهدی ـ نوید ـ احسان ۲ ـ علیرضا ۱ ـ یوسف ـ حسین (ر) ـ حسین ( ک )


باتشکرازاستادمحترموکمیته محترم اموزش
من دریافت کردهام که اقتدارواقعی نه بازور و تحکم، بلکه بااحترام به خودم و پذیرش مسئولیت شکل میگیرد. من آموختهام که با تغییرنگاه و رفتارنسبت به خودم اساس اقتداردرونی و در نتیجه اقتدار بیرونی را بهمراه خواهدداشت و این مسیرتنهاباعمل کردن به اصول و وفاداری به حرمتهاتحقق می یابد.
من درک کردهام که اوج اقتدارمردانه در توانایی محبت کردن و عشق ورزیدن همراه باصراحت و قاطعیت نهفته است.
سلام و خدا قوت . یکی از آموزش هائی که از این دستور جلسه گرفتم این بود جایگاه های خودم را بشناسم و سروجی رفتار کنم
باسلام و تشکرازاستادمحترم💐🌷💐
با رعایت حرمتها و قوانین درهر جا و درهر جایگاهی..میتوانم اقتدار داشته باشم
تشکر وسپاس از مسئولین محترم سایت🌹🌹🌹
سپاس از استادو کمیته محترم آموزش که موضوع بسیار کلیدی و پر کاربردی را انتخاب کردند🙏وبه شدت ماخانواده های مصرف کننده نیاز داریم مفهوم اینهارا درک کنیم🍀
درتفکرسروج آموختیم اقتداربا سختگیری لجبازی متفاوت است،🌹
با سلام واحترام شخصیت سالم اقتدار این است وظیفه خودم را بدانم برای خودم ارزش قائل باشم ودرک تفاوتها رابدانم واحترام به طرف مقابل بگذارم تا احترام ببینم و بد ترین بر خورد این است که بگویم من همینم که هستم هم به خود اسیب میزند وهم به دیگران باید انعتاف پذیر باشد
سلام خداقوت استاد تشکر برداشت من اگر برای خودم ارزش و احترام غاعل باشم و پیرونفس عماره و نیروهای بازدارنده نباشم دیگرانم هم برای من ارزش و احترام غاعل میشود ندتشک از کمیته آموزش ومسلولین سایت
باسلام
امروز آموزش گرفتم که طبق پروتکل درمان نباید مطالبی را از سایتهای دیگر استخراج کنم
و همچنین آموزش گرفتم با استفاده مرتب از سایت و تکرار و تمرین آموزش خودم را تکمیل کنم چون امروز با خواندن مطالب سایت متوجه شدم تکمیل جلسات و آموزشها در سایت شکل میگیرد
با تشکر از زحمت کشان سایت 🌹🌹
باسلام و عرض ادب.
تشکر از کمیته محترم آموزش و استاد کارگاه آموزشی.
آموختم رعایت حرمتها و قوانین،،،حافظ حریم و حرمت خود و دیگران است و در اینصورت با شخصیت سالم و مقتدر میتوانم زندگی کنم.
باعرض سلام وخدا قوت
برداشت من از این جلسه این بود من در صورتی می توانم احترام به خودم را بدست بیاورم که خودم برای خودم احترام قائل شوم
اگر من به ایپوم به عنوان دارو نگاه کنم و آن را سر وقت و به اندازه مصرف کنم آنوقت است که به خودم احترام گذاشته ام من اگر از اعمال ضد ارزشی دوری کنم آنوقت است که به خودم احترام گذاشته ام در اینصورت می توانم احترام دیگران را به دست بیاورم من اگر واقعا سروجی باشم و به تمامی قوانین و حرمتها عمل کنم آنوقت می توانم ادعا کنم که آدم با شخصیتی هستم .
با تشکر از تمامي خدمتگزاران محترم
سلام و خدا قوت . دستور جلسه بسیار آموزنده ای بود . ممنون از کمیته آموزش
باسلام وتشکر فراوان ازاستاد محترم
آموختم که با خودشناسی،پذیرش وکاربردی کردن آموزشهاورعایت حرمتها وقوانین درهرجایی میتوانم به شخصیت سالم برسم
با تشکر از زحمتکشان سایت
عرض سلام وخداقوت ب کل جمعیت سروج
تشکر از کمیته محترم آموزش و استاد گرامی و همچنین تیم پرتلاش سایت.
با سلام و تشکر از استاد گرامی و کمیته محترم آموزش استاد به نکته ریز و ظریفی اشاره فرمودند که ره گشای عدم اقتدار من می باشد و آن و این است که وقتی به خودمان احترام نگذاریم و در درون برای خویش اقتداری قائل نباشیم، هرگز نمی توانیم این اقتدار را در زندگی، روابط و رفتارمان عینیت ببخشیم. اقتدار بیرونی، نتیجه اقتدار درونی است و این اقتدار تنها زمانی شکل می گیرد که نگاه و رفتارمان نسبت به خودمان تغییر کند و ما باید در برابر این نفس، اقتدار درونی خود را حفظ کنیم . واین یعنی عمل کردن بر اساس فرمان ها، قوانین جلسات و پروتکل درمان .