اولین قدمها در مسیر پلیدی، گاهی از یک قضاوت، خشم بیجا، غیبت، دروغ، کینه و نفرتی که نسبت به مصرف کننده داریم شروع میشود، این رفتارها اگرچه در ابتدا کوچک و قابل توجیه به نظر میرسند، اما تکرار این رفتارهای نادرست آرام آرام ما را به نقطهای میرساند که از جایگاه انسانی خود فاصله میگیریم.

موضوع کارگاه آموزشی همسفران: سفری از پلیدی به صداقت
استاد: همسفر مکری
تاریخ: دوشنبه ۱۴۰۴/۱۱/۱۳
همه ما با یک هدف مشترک وارد مسیر درمان میشویم که مصرف کننده مواد مصرف نکند و فشار و تنش و آشفتگی که به واسطه اعتیاد وارد خانواده شده کاهش پیدا کند و خانواده دوباره به آرامش نسبی برسد.
پروتکل درمان تفکر سروج (پذیرش، آموزش مناسب، زمان مناسب)، بر پایه تجربههای واقعی و آسیبهای عمیق خانوادهها شکل گرفته، بنابراین پذیرش این نکته که هدف ما از حضور در جلسات چیست، یکی از مهمترین گامهای شروع این راه است.
پس از آن باید تغییر نگاه پیدا کنیم، تغییری که سطحی و ظاهری نباشد. به تدریج ذهن خود را از دانستههایی که سالها به آنها تکیه کردهایم خالی کنیم تا به مرور زمان جنس ما عوض شود، در این مرحله وارد یک سفر درونی میشویم تا یاد بگیریم با کمترین آسیب به خودمان، به مصرف کننده و به خانواده زندگی کنیم. یکی از این سفرها، سفری از پلیدی به صداقت است، سفری که کار کردن روی آن آسان نیست و نیازمند تزکیه درونی است، باید منجلاب و فساد ذهنی خود را بشناسیم و لایه لایه آن را از درون خود پاک کنیم.
بسیاری از ما وقتی واژه پلیدی را میشنویم، انسانهایی شبیه به جادوگران با ظاهری وحشتناک که کارهای بسیار بد و غیرقابل تصور انجام میدهند را متصور میشویم. ممکن است در ذهن خود بگوییم من انسان پلیدی نیستم، اما زمانی که وارد مسیر درمان میشویم و سفر درونی خود، سفری برای شناخت نقاط ضعف و قوت خود و فاصله گرفتن از ضد ارزشها را آغاز میکنیم، می فهمیم اولین قدمها در مسیر پلیدی گاهی از یک قضاوت، خشم بیجا، غیبت، دروغ، کینه و نفرتی که نسبت به مصرف کننده داریم، شروع میشود (که اکثر قریب به اتفاق داشته ایم) این رفتارها اگرچه در ابتدا کوچک و قابل توجیه به نظر میرسند، اما تکرار این رفتارهای نادرست آرام آرام ما را به نقطهای میرساند که از جایگاه انسانی خود فاصله میگیریم.

پلیدی همیشه با رفتارهای آشکار و خشن شناخته نمیشود، گاهی در پوشش خوبی، آموزش و حتی آگاهی، پنهان میشود، مانند؛ زمانی که به جلسات می رویم، آموزش میگیریم اما دچار کج فهمی میشویم و میخواهیم آموزشها را در خانه روی اعضای خانواده اجرا کنیم.
گاهی ممکن است از نظر ذهنی، آمادگی انجام کاری را نداشته باشیم، در این شرایط نیروی درونی (نفس اماره)، ما را به انجام رفتاری سوق میدهد که با ذهن و فکر ما همخوانی ندارد و ناچار میشویم نقاب بزنیم، نقش بازی کنیم، پنهان کاری کنیم و وظایف خود را به عنوان همسر یا مادر به درستی انجام ندهیم و به انسان دیگر تبدیل شویم و از خود واقعی مان فاصله بگیریم.
نقش مادری بیش از حد دلسوز، همسری فداکار یا فردی که همیشه باید شرایط را کنترل کند، این نقشها شاید در ظاهر نشانه مسئولیت پذیری باشند اما رفتار ما نتیجه ترس، اجبار یا انتظار واکنش از سوی مصرف کننده است. اما زمانی که آموزش میگیریم و تغییر نگاه در ما شکل میگیرد، نقابها به تدریج کنار میرود، دیگر نقش بازی نمیکنیم، اعمال و رفتار ما از روی آگاهی صورت میگیرد نه از روی هیجان و احساسات کنترل نشده و خود واقعی، نمایان میشود.
در جهان هستی هر چیزی با ضد خود شناخته میشود، همانگونه که تاریکی در برابر نور معنا دارد، پلیدی نیز در برابر صداقت تعریف میشود.
صداقت، صرفاً راستگویی زبانی نیست، صداقت، یعنی؛ راستی و هماهنگی میان ذهن، فکر، گفتار و رفتار، یعنی آنچه در ذهن ما میگذرد با آنچه میاندیشیم، آنچه میگوییم و آنچه انجام میدهیم، همسو و هم جهت است.
برای رسیدن به صداقت لازم است، تمام ضد ارزشهایی که در درون ما ریشه دوانیدهاند را از دست بدهیم، تصفیه، تسویه و تزکیه در درون ما شکل بگیرد، این مرحله بسیار سخت و زمانبر است، شبیه پوست اندازی است باید به انسان دیگر تبدیل شویم.
تغییر بدون آموزش و آگاهی امکانپذیر نیست؛ کارگاههای آموزشی با تکرار و تمرین ما را در شرایطی قرار میدهند تا سفر درونی خود را تجربه کنیم، زمانی که باور و ایمان به تفکر درمانی در ما به وجود آید، آموزشها را با تمام توان دریافت و در زندگی کاربردی میکنیم.
زمانی که در مسیر صراط مستقیم قرار بگیریم، تمام هستی به ما کمک میکند، اما اگر در جهت خلاف حرکت کنیم و نخواهیم تغییر کنیم از مسیر درمان خارج میشویم.
در مسیر درمانی انحرافها و لغزشها نیز ممکن است رخ دهد، اما با نقدکردن خود و صحبت با راهنما میتوانیم، دری تازه بگشاییم و جوششی داشته باشیم که آغاز یک حرکت تازه باشد.
اگر بتوانیم تنها یکی از این رفتارهای ضد ارزشی در خود را مدیریت کنیم، قدم بزرگ در مسیر رشد خود برداشته ایم و تنها زمانی میتوانیم برای دیگران خیر بخواهیم و دعا کنیم و اثرگذار باشیم که خود در مسیر راستی گام برداشته باشیم.
دوستانی که در این زمینه مشارکت کردند:
همسفران: اکبری- ابراهیمی- کشاورز- حافظی- اسکندری- خدا ئیان- ملکی- توانا- قادری- محمدی


با سلام وتشکر از استاد عزیز ،که به بخوبی اموزش دادند ، با اگاهی واموزش وکاربردی کردن اموزشها میتوانم افکار ورفتار وگفتارم در یک جهت قرار بگیرد و به صداقت برسم 🍀🌹🍀
سپاس از استاد🌹🙏
پلیدی در ذهن من است و ممکن است در رفتارم مشخص نباشد.هرجایی که از پیشرفت و شادی دیگران لذت نمیبرم و به دنبال تلافی هستم یعنی پلیدی دارم ولی توجیه میکنم که حق دارم🪻🪻🪻