رسالت ما در قبال درمان

میزان پایبندی ما به اجرای پیام درمان، تعیین کننده ی کیفیت انتقال آن است. این که تا چه اندازه رسالت خود را در قبال درمان به درستی انجام می دهیم و آیا می توانیم پیام درمان را به صورت سالم، عملی و اثر گذار ایفا کنیم، نشان دهنده ی جایگاه واقعی ما به عنوان یک پیام آور درمان است.

 

موضوع کارگاه آموزشی مسافران: رسالت ما در قبال درمان

استاد: مسافر سفر دوم میثم

تاریخ: شنبه ۱۴۰۴/۱۰/۲۷

در ابتدا برای درک بهتر موضوع، به بر رسی معنای واژگان می پردازیم.
«رسالت» در لغت به معنای پیام رسانی و پیام آوری است. مفهومی که بار مسئولیت، تعهد و آگاهی را در خود نهفته دارد.
« درمان» نیز در چارچوب تفکر درمانی سروج، صرفأ به معنای قطع یک رفتار یا مصرف نیست، بلکه بیانگر تغییر سبک زندگی، رسیدن به آرامش درونی و دستیابی به تعادلی نسبی در ابعاد مختلف زندگی است.

اما پرسش اساسی این است که چگونه می توانیم رسالت خود را در قبال درمان به درستی انجام دهیم و پیام آن را به جامعه و اطرافیان منتقل کنیم؟

پاسخ در یک اصل بنیادین نهفته است: رسیدن به درک درمانی. انجام رسالت در حوزه درمان زمانی ممکن می شود که فرد، درمان را در حد و اندازه ی خود بشناسد و آن را صرفأ به صورت ذهنی و حفظی دریافت نکند.

درک درمانی به معنای کاربردی کردن آموزش هاست، یعنی آموخته ها از سطح دانستن فراتر رفته و به مرحله ی عمل برسند.

درک واقعی زمانی شکل می گیرد که آموزش های دریافتی با تمام وجود فهمیده شوند، در رفتار و سبک زندگی جاری گردند و در نهایت به اجرا در آیند. تنها در این صورت است که پیام درمان، بی نیاز از گفتار، از طریق عمل به دیگران منتقل می شود.

برخورداری از نگاهی چند بعدی در حوزه های گوناگون، توانایی تحلیل مشخص از اوضاع مشخص و همچنین تحلیل مشخص از افراد مشخص در هر مقوله، همگی نشان دهنده ی آن است که فرد به درک درمانی دست یافته و می تواند پیام آور شایسته ای در مسیر درمان باشد.

این ویژگی ها بیانگر آن است که پیام درمان نه تنها فهمیده شده، بلکه به درستی درونی شده و قابلیت انتقال سالم به دیگران را یافته است.

نکته ی اساسی آن است که پیامی را که به دیگران منتقل می کنیم، بیش از هر چیز خود در عمل به آن پایبند باشیم. اثرگذاری زمانی شکل می گیرد که گفتار ما با رفتارمان هم راستا باشد و آنچه بیان می کنیم، به مرحله اجرا در آید. تنها در چنین شرایطی است که پیام درمان از حالت توصیه و شعار خارج شده و به الگویی زنده و ملموس تبدیل می شود. در این صورت، می توان گفت که فرد به درستی توانسته رسالت خود را در قبال درمان انجام دهد و نقشی مؤثر و سازنده در این مسیر ایفا کند.

اما در مسیر انجام رسالت درمان، موانعی وجود دارد که مانع از اثر گذاری صحیح ما می شوند.

نخستین مانع، جهالت های درونی ما یا همان دانسته های غلط ذهنی ماست. این جهالت ها سبب می شوند پیام درمان به درستی درک نشود و در نتیجه، انتقال آن نیز دچار انحراف گردد.

دومین مانع، در لحظه نبودن است. فردی که در لحظه حضور ندارد نه توان دریافت صحیح پیام را خواهد داشت و نه قادر است پیام سالم و شفافی را به دیگران منتقل کند.

مثلث پیام از سه ضلع اساسی  متن پیام، گیرنده ی پیام، فرستنده ی پیام تشکیل شده است.

ضلع نخست، متن پیام است که ماهیت آن کاملأ روشن و مشخص می باشد پیام جلسات سروج، همان پیام درمان است پیامی که بر پایه ی قوانین، حرمت ها و آموزش های درمانی شکل گرفته و مسیر تعادل و آرامش را ترسیم می کند.

ضلع دوم، گیرنده ی پیام است که در وهله ی اول، خود ما هستیم. در این بخش پرسش مهم این است که آیا تمامی مطالب و آموزش های که در جلسات بیان می شود را به درستی دریافت کرده ایم؟ آیا آن ها را فهمیده و درک کرده ایم؟ و نکته ی اساسی تر آن که این پیام ها را با چه نگاهی گرفته ایم؟ با بر داشت و تفسیر شخصی خودمان یا با نگاهی که مورد نظر و تعریف شده ی جلسات درمانی سروج است؟!

ضلع سوم، فرستنده پیام است که این نقش نیز بر عهده خود ما قرار دارد. در هر جایگاهی که هستیم چه در خانواده، چه در محیط کار و چه در جامعه، میزان پایبندی ما به اجرای پیام درمان، تعیین کننده ی کیفیت انتقال آن است. هر اندازه رسالت خود را در قبال درمان به درستی انجام می دهیم، به همان اندازه می توانیم پیام درمان را به صورت سالم، عملی و اثرگذار ایفا کنیم.

رسیدن به درک درمانی مستلزم فراهم بودن چند پارامتر اساسی است:

نخست، حضور مستمر و منظم در جلسات، حضوری که صرفأ فیزیکی نباشد، بلکه با توجه، دقت و آمادگی ذهنی همراه گردد.

دوم، آموزش گرفتن و مهم تر از آن، کاربردی کردن آموزش ها در زندگی روزمره چرا که دانستن بدون عمل، منجر به درک عمیق نخواهد شد.

سوم، خواهان تغییر بودن است. به این معنا که فرد صادقانه بخواهد وضعیت کنونی خود را تغییر دهد و از ماندن در شرایط گذشته عبور کند.

چهارم، رعایت دقیق پروتکل درمان زیرا پروتکل ، نقشه ی راهی است که مسیر درمان را روشن می سازد.

بدیهی است تا زمانی که نسبت به درمان به درک صحیح نرسیده باشیم، نمی توانیم رسالت خود را به درستی در قبال آن ایفا کنیم. فردی که هنوز با نگاه و الگو های گذشته رفتار می کند، هر چقدر هم سخن بگوید، قادر نخواهد بود پیام آور مؤثری در مسیر درمان باشد.

پیام رسانی درست زمانی شکل می گیرد که درک درمانی حاصل شده و این درک در رفتار و سبک زندگی فرد نمود پیدا کرده است.


دوستانی که در این زمینه مشارکت نمودند :

مسافر مجیدـ مسافر علیرضا۲

مسئول کارگاه: مسافر سفر دوم محمدحسین
مسئول نظم کارگاه آموزشی: مسافر سفر دوم هادی

1 1 رای
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
مهدی مسافر سفر اول از لژیون نهایی
مهدی مسافر سفر اول از لژیون نهایی
1 روز قبل

سلام و عرض خسته نباشید به کل تفکر سروج
من از جلسات سروج یاد گرفتم فقط با رفتار سالم خودم میتوانم به خانواده و اطرافیان خودم بفهمانم که در من تغییر صورت گرفته در این دو سالی که با این تفکر آشنا شدم و از موقعی که توانستم آموزش هایی که گرفته ام را کاربردی کنم کلا سبک زندگی ام عوض شده و تا حدود زیادی به یک آرامش نسبی رسیده ام و دیگر از تنش هایی که قبلا همه زندگی و کارم را تحت تآثیر قرار داده بود خبری نیست و این برای من یعنی لذت زندگی زیبا