یکی از آسیبها در سفر دوم، رابطه صمیمانه با یکدیگر است. به طوری که چند نفر دور هم جمع می شوند و با همدیگر در فضای مجازی سرک می کشند. این جزء بزرگترین آسیبها به تشکیلات است، بازگو کردن پیامهای فضای مجازی کار درستی نیست و باعث درگیری ذهنی دیگران می شود و به همان اندازه شخص از آموزش دور می شود.

موضوع کارگاه آموزشی سفر دوم: آسیب شناسی در سفر دوم
استاد: جناب آقای مفتون
تاریخ: دوشنبه 1404/11/13
آسیب شناسی قبلاً هم مورد بررسی قرار گرفته است، تکرار این مطالب برای این است که آسیب ها را بشناسیم چون بعضی مواقع آسیب ها را نمی شناسیم، و از آنجا که یک سفر دومی خواه ناخواه، رفتار و گفتار و کردارش می تواند به دیگران آسیب بزند، موضوع امروز آسیب شناسی در سفر دوم در نظر گرفته شده است. صرف اینکه سفر دومی شدیم همه چیز حل نشده است و دستور جلسه امروز، دقیقاً روی این نکته تأکید می کند.
یکی از آسیبها در سفر دوم، رابطه صمیمانه با یکدیگر است. به طوری که چند نفر دور هم جمع می شوند و با همدیگر در فضای مجازی سرک می کشند. این جزء بزرگترین آسیبها به تشکیلات است، بازگو کردن پیامهای فضای مجازی کار درستی نیست و باعث درگیری ذهنی دیگران می شود و به همان اندازه شخص از آموزش دور می شود.
چنانچه آقای مهندس در سی دی هدف روی این جمله تأکید می کند که «پچ پچ نکنید». صحبت کردن با یکدیگر پچ پچ نیست، پچ پچ کردن با «می گویند که» شروع می شود و فضای مجازی این را تقویت می کند. حال روی خود بررسی کنیم که چقدر پچ پچ می کنیم؟!
نظم داشتن همیشه در جلسات مورد تأکید قرار گرفته است، بارها گفته شده لژیونها سر ساعت تمام شود، وقتی سرلژیون نظم را رعایت کند، رهجو هم نظم را رعایت می کند، در غیر این صورت چه انتظاری از رهجو داریم.
سلیقه ای رفتار کردن، یکی دیگر از آسیبهاست که هفته پیش مفصل راجع به آن صحبت شد. یک سفر دومی از چند زاویه باید خودش را نگاه کند، اینکه فکر کند چون سفر دومی هست هر جور دلش خواست برنامه ریزی کند، و هر طور دلش خواست رفتار کند، نتیجه اش آسیب می شود.
اینکه در قبال خواسته هایی که در ذهن داریم طوری معرکه گیری کنیم که کسی متوجه نشود، می تواند آسیب باشد. همچنین تسخیر، منیت و… موارد آسیب زایی است که قبلاً هم راجع به آن صحبت شده است
توجه نکردن به این آسیبها، به الگو بودن ما آسیب می زند. ما یا الگو هستیم یا نیستیم، یا پذیرفتیم یا نپذیرفتیم. هیچ کس به اجبار سفر دوم نیامده، ولی کسی که پذیرفته و آمده، باید آرام آرام به خودشناسی برسد تا بتواند زکات رهایی اش را بپردازد. چنانچه خیلی ها این را نمی خواهند. ولی کسی که به جلسات می آید و این نکات را رعایت نمی کند، مثل زمین لم یزرع است، بذر می کارد، ولی چیزی از آن حاصل نمی شود.

پس اگر سفر دومی هستیم و آن را پذیرفتیم، نمی آییم برای شخص خاص، برای بنیانگذار و یا برای دیدن شدن توسط مسئولی، می آییم تا زمین وجودی مان حاصلخیز شود، برای کمک به همدردی که از این در وارد می شود و می خواهد به درمان برسد. بدون توجه به اینکه چه کسی است و چه کسی او را فرستاده است. تلاشمان این است که او از تاریکی بیرون بیاید، زیرا خودمان از تاریکی بیرون آمدیم و آن حس خوب روشنایی را با تمام وجود لمس کردیم و می خواهیم این حس خوب را به او هدیه کنیم. یعنی با یک دست گرفتیم و می خواهیم با دست دیگر بدهیم.
هدف ما همین است و موانع آن آسیب هایی است که در بالا برشمردیم. پس شناخت آسیبهای سفر دوم لازم است، زیرا آسیب زدن به خود شخص نیست، مانع می شود یک تازه وارد که به جلسات آمده، به درمان برسد.
هر چقدر از آموزش ها در جهت سلامت فکری و حاصلخیزی زمین وجودی مان استفاده کنیم، بذری که می کاریم محصول می دهد در غیر این صورت از آموزشها در جهت معرکه گیری ذهنی استفاده می کنیم و زمین ما لم یزرع است و در یک کلام برای خودمان نمی آییم.
مسئولیت پیراهن سفید و شال سفید همیشه با ما هست. یک سفر دومی باید سعی کند اخلاق مداری را گسترش دهد. هر جا نفس اماره را شهید کند، اخلاق احیا می شود و هر جا به نفس اماره بپردازد و در نفس لوامه بماند، اخلاق را شهید می کند. چون اجتماع این دو با هم محال است.
اگر سرلژیون و سفر دومی خودش نظم را رعایت کند، رهجو هم رعایت می کند. به این دلیل به گردانندگان توصیه می شود کوتاه صحبت کنند. اینکه بخواهیم مشارکت اضافه تر بگیریم، سلیقه شخص است. چنانچه بارها در پایان جلسات گفته ام اگر یک نفر یک کلمه از صحبتهای ما گرفته باشد، ما اجرمان را از خداوند گرفته ایم، این یعنی نیاز به توضیح زیاد یک مطلب برای القا به او کار درستی نیست. مخصوصاً در لژیونها.
پس در نظر نگرفتن چیزهای سطحی و خیلی ساده به ما آسیب می زند، بدون اینکه از آنها اطلاع داشته باشیم.
خدمت به همدردانمان بهترین خادم بودن و خدمتگزار بودن است چون در جامعه به این افراد کمتر توجه می شود. اینکه تلاش کنیم یک سیستم درمانی باز باشد یک خدمت است و این مبارزه با مافیای مواد مخدر است. آیا به این فکر می کنیم؟!
سعی کنیم این نکات را رعایت کنیم و اگر نمی توانیم نیاییم بهتر است زیرا باعث معرکه گیری شده و از آموزش دور می مانیم. تمام تلاش تفکر درمان سروج این است که به عنوان یک الگو بتواند درمان را به کسی که درمان را نمی پذیرد، القا کند، و این هنر تفکر است.
دوستانی که در این زمینه مشارکت نمودند:
مسافران: علی- محمد حسین- علیرضا1- احسان- علیرضا2-
همسفران: کشاورز- غلامی- سبحانی-


مراسم یک سالگی رهایی مسافر محمدحسین از بند سیگار با حضور سرلژیون مسافر محمد نداف






با سلام و خدا قوت به همه دوستان بویژه خدمتگزاران سایت
تشکر فراوان از کمیته محترم آموزش و استاد راهنمای عزیز
با تشکر از استاد گرامی که موضوع را به خوبی بررسی وبرداشت بنده اینکه هر چه قدر سرزمین وجودیم را از آلودگیها پاک کنم به سمت تفکر سالم حرکت نمایم بذری که کاشته میشود مرغوب وتاثیر گذار برای همدردی که در جامعه دیده نمی شود
با تشکر از کمیته محترم اموزش