روز چهارشنبه مورخ 1404/11/8 آئین رهایی مسافر یوسف، مسافر مجید و مسافر محسن در میان جمع گرم مسافران و همسفران و با حضور افتخاری مهمانان ارجمند، جناب آقای کربکندی، خانم انصاری و خانم اعتصامی، آقای کیان پور، آقای مهندس اکبری، آقای احمدی شاعر و دیگر مهمانان و مدعوین عزیز برگزار گردید.
جناب آقای مفتون:
این آئین و جشن رهایی برای خود فرد نیست، جشن های رهایی و جشن تولدها برگزار می شود تا الگویی باشد برای عزیزانی که تازه می آیند و هنوز در مسیر درمان قرار نگرفتند و بتواند روی آنها اثرگذار باشد و به آنها القا شود که اگر امروز مسافر مجید، مسافر یوسف و مسافر محسن، درمان شدند پس من هم می توانم درمان شوم و اگر پس از این القاء، احیایی در فرد به وجود آید، او هم حرکت می کند و به درمان می رسد.

مسافر علیرضا، راهنمای مسافر یوسف:
خدا را شکر، در زمانه ای زندگی می کنیم که درمان اعتیاد کشف شده و این نعمت شامل حال ما شده است. مسافر یوسف، با اتکا به صبر، مسیر درمانش هموار شد. ایشان بهمن سال گذشته دارویش به یک سی سی 100 روز رسیده بود، ولی از آنجا که درمان واقعی، درمان جسم و جهانبینی همزمان با هم است، تفکر تصمیم گرفت داروی ایشان را یک سی سی ده روز کند، ولی چون با تمام وجود خواسته درمانی داشت، تبعیت کرد، فرمان را پذیرفت و اجرا کرد تا زمانی که از زودخواهی گذشت و از مسابقه ای که خودش با دیگران گذاشته بود، عبور کرد. خدا را شکر که مسافر یوسف هم به سلامتی برگشت و قطعاً خودش می داند همه چیز تمام نشده تازه از منهای شصت درجه به صفر درجه رسیده و قطعاً توانایی اش را دارد و امیدوارم لیاقت خدمت به همدرانمان را داشته باشد.

مسافر یوسف:
با بیش از14 سال تخریب مواد از قبیل الکل، حشیش، تریاک، شیره، گل و قرص ب2، با تفکر سروج آشنا شدم، طول سفر اولم با راهنمایی راهنمایان عزیزم، مسافر میثم در لژیون تازه واردین، مسافر هادی در لژیون آماده سازی، مسافر علیرضا در لژیون نهایی، به لطف خدا، یک سال و یک ماه و 7 روز طول کشید، تنظیم دارو بر اساس علائم بالینی، دارو شربت شفابخش اپیوم، رشته ورزشی والیبال و هم اکنون که در خدمت دوستان هستم، دو ماه و 16 روز است از هرگونه دارو بی نیاز و در حال سپری نمودن سفر دوم می باشم.
حوالی 1402/9/21 وارد جلسات شدم، خدا این مسیر را به من نشان داد. زمان ورودم آقامیثم اینجا بودند، من با مسافر علی و به خاطر ایشان آمدم و به خاطر منیت و جهالت هایم خودم را مصرف کننده نمی دانستم، به مرور تحت آموزشهای تفکر، این ها را تا حدودی حل کردم و هنوز می دانم راه بسیار است و باید ادامه بدهم، ولی نکته قابل عرض، من اینجا را با میدان مسابقه اشتباه گرفته بودم، طوری بود که فکر می کردم باید مسابقه بدهم نه درمان شوم، قواعد را رعایت می کردم و صبر نداشتم و زودخواه بودم و همین باعث شد سفرم بیشتر هم زمان ببرد، کمتر گوش می دادم و با رعایت نکردن یک سری قوانین، شاید در بیرون یک سری ایمان سوزی ها انجام دادم، ولی سرلژیونها شور را از من گرفتند و امروز خدا را شکر می کنم که آن زمان رهایی من اعلام نشد، چون من هنوز لیاقت آن را نداشتم و شاید الان لیاقت پیدا کرده و در این جایگاه ایستاده باشم. دعا می کنم برای همدردان و همه مردمی که در این سرزمین زندگی می کنند حداقل با این تفکر آشنا شوند. من به خاطر منیت و خیلی جهالت های دیگر و تحت تأثیر مواد و ناآگاهی، باعث آزار خانواده ام بودم، اول از خانواده ام عذرخواهی می کنم که من را با آن حالتی که دو سال پیش آمدم پذیرفتند و از ایشان حلالیت می طلبم. امروز یاد گرفتم گذشته ام را جبران و برای آن تلاش می کنم.

مسافر علیرضا، راهنمای مسافر مجید:
مسافر مجید از زمانی که به درک درمانی رسید، بسیار حرف گوش می کرد، مطیع و فرمانبردار تفکر بود ولی ما اینجا اعتقاداتی داریم و باور داریم که هر کسی می آید انگشت اشاره خداوند به سمت او بوده، چون خیلی ها در دنیا می خواهند از اعتیاد رها شوند، ولی درمان اعتیاد، چیزی است که نه در حرف و در عمل اثبات شده، همین جاست. در مورد مسافر مجید متفاوت است و خداوند دستش را گرفت و به اینجا آورد. یکی از دوستان مسافر مجید توسط همسفر کرمی به اینجا معرفی شده بود و مسافر مجید فقط می خواسته بود او را تا اینجا همراهی کند، دیدار اول، مسافر مجید صحبتی نکرد، و فقط دوستش صحبت کرد ولی مجید گرفت و ماند و به درمان رسید. مبارک خودش باشد، مبارک خانواده اش و مبارک تمام عزیزانی باشد که تلاش کردند، یک تیم بزرگ و عاشق تلاش می کند تا یک نفر به اینجا بیاید و به تغییر سبک زندگی یعنی درمان برسد و خدا را شکر می کنیم بابت دیدن این لحظات.

مسافر مجید:
من هم با بیش از 13 سال مصرف انواع مواد از قبیل تریاک، شیره، هروئین و سورچه با جلسات مقدس سروج آشنا شدم. طول سفر اولم با تشکر از جلسات ناب سروج و با راهنمایی راهنمایان عزیزم، مسافر میثم در لژیون تازه واردین، مسافر هادی در لژیون آماده سازی، مسافر علیرضا در لژیون نهایی، و تشکر از تفکر سروج، مدت 14 ماه و 2 روز طول کشید. روش درمان، کاهش پله ای متادون و تنظیم دارو بر اساس علائم بالینی، دارو شربت شفابخش اپیوم، رشته ورزشی والیبال و هم اکنون که در خدمت دوستان هستم، مدت 2 ماه و 2 روز است که خودم را از اعتیاد پس گرفتم و در حال سپری نمودن سفر دوم می باشم.
من اینجا نیامدم برای درمان و این چیزها، یک روز دوستم از من خواست او را به اینجا برسانم، وقتی در بدو ورود دوستم شروع به صحبت کرد، و مصرفش را اعلام کرد، مسافر عباس و مسافر علیرضا به او گفتند نوش جانت و این برای من خیلی جالب بود، چون تا قبل از این وقتی جایی می گفتیم مصرف کردیم به ما طور دیگری نگاه می کردند، ولی اینجا متفاوت بود. خدا را شکر می کنم آمدم و دیدم همه مدل مواد با همه سن درمان شده بودند به طوری که درمان شدن آنها برای من باور کردنی نبود. آرام آرام درمان برای من شکل گرفت و خدا را شکر می کنم. تشکر می کنم از جناب آقای مفتون که چندین سال است با عشق در این مسیر قدم می گذارد تا یک نفر به درمان برسد و تشکر و حلالیت از همسرم دارم که واقعاً در این چند سال مرا تحمل کرده است.

همسفر علیزاده، راهنمای همسفر اسکندری:
زبانم قاصر است از شکر خداوندی که این روزها را برای ما خلق می کند و بعد هم از جناب آقای مفتون، (به قول خانم انصاری پدر همه ما)، قدرشناسی می کنم که زبان قاصر است از تشکر زحمات زیادی که ایشان می کشند و امیدوارم لایق این همه لطف و محبت تفکر سروج باشیم. خیلی خوشحال و مفتخرم که امروز در این جایگاه قرار گرفتم و همگی خوشحالیم تیم کوهنوردی سروج، امروز شاهد و ناظر رسیدن سه نفر به قله است که تک تک اینها به ما انرژی زیادی می دهد. همسفر اسکندری مثل همه ما روز اول با حال خیلی بد و ناامید آمدند و در مثلث ادبار گیر افتاده بودند، مرتب می گفتند من نمی توانم و نمی شود، اما خصوصیت مثبت ایشان مرتب به جلسه آمدن و تکالیف رفتاری و نوشتاری را با کمال دقت انجام دادن بود و در تمام مدتی که آمدند بی حاشیه بودند و همین موجب باز شدن قفلی بود که احساس می کردند و توانستند ارتباط عاطفی با فرزندانشان برقرار کنند. خوشحالم و آرزوی عمیق من این است همه عزیزان چه در این جلسات و چه کسانی که هنوز با این جلسات آشنا نشدند، همه در این جایگاه قرار بگیرند و موجبات خوشحالی ما را فراهم کنند.

مسافر علیرضا، راهنمای مسافر محسن:
باز هم خدا را شکر می کنم و امروز دو تشکر ویژه دارم از دو شخص، یکی مسافر عباس غفاری که درمان شدند و نماینده شایسته ای برای درمان بودند تا مسافر متین ایشان را ببیند، الگو بگیرد و درمان شود و تشکر می کنم از مسافر متین که الگوی شایسته ای بود برای تفکر که باعث شد مسافر محسن ایشان را ببیند (مسافر متین و مسافر محسن همکار هستند) و جذب درمان شود و دعا می کنم آنقدر فرصت داشته باشیم که ببینیم کسانی که محسن را می بینند و برای درمان می آیند.
جناب آقای مفتون: کسانی که در سیستم دارویی هستند، خیلی سخت درمان اعتیاد با شربت اپیوم را می پذیرند، مسافر محسن در این سیستم بود و به همه داروها اشراف داشت، اما با این وجود از این مرحله داروشناسی عبور کرد و توانست پای درمان بایستد و درمان شود و این شاهکار بزرگی بود. گذشتن از این مرحله برای مسافر محسن و مسافر متین بزرگترین لطفی بود که خداوند به ایشان کرد.

مسافر محسن:
15 سال مصرف کننده مشروبات الکلی، تریاک، شیره، حشیش، گل و انواع قرص ترامادول، ب2 و متادون بودم، طول درمان با تشکر از تفکر ناب سروج و راهنمایی راهنمایان خوبم لژیون تازه واردین مسافر میثم، لژیون آماده سازی مسافر هادی و لژیون نهایی مسافر علیرضا به مدت 1 سال و 6 روز طول کشید. روش درمان تنظیم دارو بر اساس علائم بالینی، دارو شربت شفابخش اپیوم، داروی اولیه 480 واحد و هم اکنون که در خدمت شما هستم، 18 روز است که خودم را از اعتیاد پس گرفتم و در حال سپری نمودن سفر دوم می باشم.
در طول درمان، ضدارزشی ها در من زیاد بود، یک سری ها را با حضور در جلسات و گوش دادن به مشارکت ها توانستم حل کنم ولی یک سری ضدارزشی ها واقعاً پررنگ و سنگین بود و نمی توانستم با آنها مقابله کنم و این را مدیون راهنمایی راهنمایان عزیزم هستم. در هر مرحله که می ماندم، هم به تفکر درمان و هم به راهنمایی های راهنمایان ایمان داشتم. چنانچه با راهنمایی سرلژیونم مسافر علیرضا، توانستم به معضلی که باعث سکون من در مقطعی از زمان در سفر اولم پیش آمده بود و نمی توانستم خودم را نجات بدهم، به درمان و زندگی برگردم. خوشحالم که در آن لحظه توانستم بهترین تصمیم را بگیرم، وادی اول را عمل کردم و توانستم از آن سکون که داشت به سقوط منجر می شد، نجات پیدا کنم و الان در این جایگاه هستم. دوران سوءمصرف، هر روز و هر لحظه باعث آزار مادرم شد، از ایشان حلالیت می طلبم.

همسفر اسکندری:
خدا را شکر می کنم در این جایگاه قرار گرفتم، در درجه اول تشکر می کنم از جناب آقای مفتون بنیانگذار سروج، از جناب آقای دژاکام، کاشف درمان بیماری اعتیاد و از همه مسافران و همسفران عزیز. تشکر می کنم از سرلژیونهای عزیزم همسفر مکری، در لژیون تازه واردین، از همسفر زیلایی در لژیون آماده سازی و از همسفر علیزاده در لژیون نهایی که هر کدام به نوبه خود به من خیلی کمک کردند تا من از ناامیدی هایم عبور کنم و با ترس هایم مقابله کنم و از نمی توانم به توانایی برسم و به آن ایمان بیاورم. در آخر تشکر می کنم از مسافرم که با تغییراتشان و با آرام شدنشان مرا جذب این جلسات کردند و خدا را شکر می کنم که زندگی ما آرام شده و انشاءاله نصیب و روزی همه کسانی بشود که اینجا هستند.

آقای احمدی:
گلی که دست خدا با ظرافتش بسرشت
به پای عشق و محبت فرستدش به بهشت
دمیده شد چو به آدم شمیم روح خدا
خدا به خط خودش این کتیبه را بنوشت
به نام نامی حق زن رقم به بسم الله
اگر میان خزانی و یا که اردیبهشت
بداد دست من و گفت مهربانی کن
چه خواه کعبه روی یا به راه دیر و کِنشت
به می عمارت دل کن که این جهان خراب
بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت
در این دو روزة دنیا و عمر بی حاصل
خوشا کسی که به دل بذر عشق و شادی کشت
گرفت روزم و روزی بداد در شب تار
از آن زمان که فتادم به بندگی سر خشت
اگر به میکده شائق چشید باده ز اشک
خدا کند که بخندد به سادگی لب کشت
***********
گذشتم از سر دام و بلای شیطانی
به عشق ساقی و جام و شراب روحانی
رها شدم ز غم و درد و پریشانی
خدا کند که بماند به حال عرفانی
پناه ما شده یاران خدای رحمانی

تشکر از خانم انصاری و خانم اعتصامی عزیزانی که در موسسه مهر جانان زحمت می کشند.

سلام من تبریک میگم این روزبسیارزیبا به استاد راهنمای عزیزم اینه رهایی این 3مسافرو و همسفر اسکندری وکل خانواده سروج وتشکر از کمیته تشریفات وتشکر از مسولین سایت
با عرض سلام وخداقوت خدمت تیم تشریفات…تبریک فراوان خدمت مسافر یوسف،مسافرمجیدومسافر محسن و خانواده های محترمشان و کل جلسه.الهی پایدار وماندگار باشند..خداراهزارن بار شکر که ۳ عزیز دیگر از دام اعتیاد رها شدند..🎉🎉🎉🎉🎉🎉
سلام و خسته نباشید به کل تفکر سروج
چقدر با دیدن این آیین رهایی حالم تغییر کرد واقعا بعد از مدتها نیاز داشتم به یه خبر خوب و چه خبری بهتر از رهایی این سه رفیق و دوستهایی که توی این تفکر باهاشون آشنا شدم از ته دلم براتون خوشحالم و از ته دلم براتون آرزوی بهترین ها را دارم از جناب آقای مفتون و آقا علیرضا و کل عوامل سروج تشکر میکنم بابت کمک هایی که به همه بچه ها کردند و این حال خوب و به کل تفکر هدیه دادند ممنون
با عرض سلام و شاد باش بمناسبت این روزهای زیبا
تبریک فراوان به سه دوست عزیزم مسافر محسن مسافر مجید و مسافر یوسف خیلی خیلی خوشحالم که شما رو در قله رهایی میبینم واقعا لایق بودید حلاوت این پیروزی نوش جان خودتون و خانواده محترمتون باد. امیدوارم در پناه خدا سالم و کامیاب و همواره در راه درمان مستدام و پایدار باشید.🌹🌹🌹
همچنین تبریک به حماسه ساز قرن جناب مهندس حسین دژاکام و شاگرد خلفشان استاد بزرگوار جناب آقای مفتون
و سه راهنمای عزیزم مسافر آقا میثم مسافر آقا هادی و مسافر آقا علیرضا توفیق روز افزون شما را که همانا درمان یک نفر از همدردانمان است را از درگاه باری تعالی مسئلت دارم. 🌹🌹🌹🌹🌹
با سلام
تشکر میکنم از تمامی اعضا که به دلیل قوانین وقت نشد از تمام افراد بر حسب انجام وظیفه تشکر و قدر دانی کنم انشالله روزی تمام همدردانم
🌹🌹