وادی دوازدهم

هر جایی که قرار می گیریم، مجموعه ای از آموزه ها و القائات بر ما اثر می گذارند. نکته ی کلیدی آن است که خواسته ی درونی ما چیست و اولویت اصلی ما چه می باشد. اگر امر نخست و خواسته ی اصلی ما با تفکر درمان همسو نباشد، مطمئنا تمام فجورها، فسق ها و رفتارهای ضدارزشی به ما القا خواهند شد و بر مسیر زندگی ما تأثیر منفی می گذارند.

موضوع کارگاه آموزشی مشترک: وادی دوازدهم

استاد: آقای مفتون

تاریخ: چهارشنبه ۱۴۰۴/۱۱/۱

تیتر وادی دوازدهم: «در آخر امر، امر اول اجرا می شود»

در وادی یازدهم بیان شد انسان به مرور زمان برای خود سدهایی درونی ایجاد می کند، سدهایی که مانع رسیدن او به نور، سلامتی، آسایش و رشد می شوند. رهایی از این موانع تنها با آموزش دیدن و کاربردی کردن آموخته ها امکان پذیر است. هنگامی که فرد آگاهانه به کار بستن آموزش ها را آغاز می کند، دریچه های این سدهای درونی یکی یکی گشوده می شوند و مسیر حرکت به سوی پیشرفت و توسعه انسانی هموار می گردد.

وادی دوازدهم دارای دو ویژگی اساسی و بنیادین است. نخست، «مثلث تفکر» که از سه ضلع القا‌، احیا و تحرک شکل گرفته است. ویژگی دوم، « مثلث تغییر» است که از سه ضلع تغییر، تبدیل و ترخیص تشکیل شده است.

این وادی به ما می آموزد که هریک از ما سدهایی را در درون خود ایجاد کرده ایم و بی آنکه آگاه باشیم به خودمان و دیگران آسیب هایی وارد کرده ایم. علت این ناآگاهی آن است که مسائل ضد ارزشی همواره در زیباترین و فریبنده ترین شکل خود ظاهر می شوند. برای مثال، دور زدن یک عمل ضد ارزشی است اما هنگامی که آن را انجام می دهیم، حس خوشایند در ما ایجاد می شود و این رفتار در نگاه ما زیبا جلوه می کند. در چنین شرایطی، همواره برای رفتار های نادرست خود توجیه هایی می سازیم تا از پذیرش حقیقت و پیامدهای آن بگریزیم.

این وادی به ما می آموزد اگر انسان بخواهد از شرایطی که در آن گرفتار شده، خارج شود، پیش از هر چیز باید به درک روشنی از وضعیت خود برسد، باید بداند در چه موقعیتی قرار دارد و در چه تاریکی ای گرفتار شده است. بدون شناخت، انسان حتی متوجه نیست که در تاریکی به سر می برد، زیرا همه چیز در نگاه او عادی و طبیعی جلوه می کند.
رسیدن به این شناخت، در  وادی دوازدهم آموزش داده شده است: نخست «تغییر» و سپس« تبدیل».
برای روشن تر شدن این مفهوم، در متن وادی مثالی ساده و گویا بیان شده است: با ترکیب یک اسپرم و یک تخمک در رحم مادر، به لطف«وصل»، فرآیند تغییر آغاز می گردد. این تغییرات به تدریج به مرحله یک تبدیل می رسند و حاصل آن شکل گیری جنین است، مرحله ای که دیگر هیچ یک از عناصر اولیه، حالت پیشین خود را ندارند. در نهایت، با گذر زمان و طی کامل این مسیر، نوزاد متولد می شود و عمل«ترخیص» صورت می گیرد. مرحله ای که نشان دهنده ی پایان یک فرآیند و آغاز حیاتی تازه است، حیاتی که در آن صفات و ویژگی های گذشته به طور کامل دگرگون شده اند.

اگر قرار است تغییر واقعی در زندگی ما رخ دهد، لازم است پیش از هر چیز دگرگونی و تبدیل در شرایط ذهنی و روحی ما شکل گرفته باشد. در غیر این صورت، هر آنچه به عنوان تغییر تجربه می کنیم، صرفأ ظاهری و گذرا خواهد بود.
انسان زمانی دچار تغییر حقیقی می شود که دیگر حامل صفات گذشته خود نباشد یعنی ماهیت وجودی او نسبت به گذشته دگرگون شده باشد. تنها در چنین حالتی است که می توان از تغییر سخن گفت، نه از تکرار چهره ای تازه با همان درون کهنه.

برای تغییر، تبدیل و ترخیص به چه چیزی نیاز داریم؟

در کتاب وادی به روشنی به این موضوع اشاره شده و سه پارامتر اساسی را مطرح می کند: القا، احیا و تحرک.

القا چیست؟ جلسات و آموزش های ما به طور کامل نقش القا را برعهده دارند. ممکن است شخصی با وجود حضور طولانی مدت در جلسات، هنوز به جلسات ایمان نیاورده باشد. علت این مسئله آن است که فرآیند القا در او شکل نگرفته است. چون  میان«فرستنده» که نقش القا کننده را ایفا می کند و « گیرنده» که باید پیام را دریافت کند، هنوز همسویی لازم ایجاد نشده است. القا باید در بستر مناسب خود اتفاق بیفتد و نکته مهم این است که القا به سادگی در فرد شکل نمی گیرد. برای تحقق آن، زمینه ی لازم باید در درون انسان فراهم باشد.

احیا به معنای زنده شدن و رشد کردن است. زمانی که پس از القا، باور به درمان در درون انسان احیا می شود، به تدریج و به صورت طبیعی، حرکت او به سوی درمان آغاز می گردد و مسیر «تحرک» شکل می گیرد.

هرجایی که قرار می گیریم، مجموعه ای از آموزه ها و القائات بر ما اثر می گذارند. نکته‌ ی کلیدی آن است که خواسته ی درونی ما چیست و اولویت اصلی ما چه می باشد. اگر امر نخست و خواسته ی اصلی ما با تفکر درمان همسو نباشد، مطمئنأ تمام فسق و فجورها، و رفتار های ضد ارزشی به ما القا خواهند شد و بر مسیر زندگی ما تأثیر منفی می گذارند.

تا زمانی که انسان همچنان درگیر رؤیاها و صفات گذشته خود است، القای درمان در او شکل نمی گیرد. این موضوع هیچ ارتباطی با میزان استعداد، هوش یا توانایی های فردی ندارد، بلکه تنها به قرار گرفتن آگاهانه در مسیر درمان باز می گردد.

همان گونه که در وادی نیز به آن اشاره شده است، خروج از تاریکی پیش از هر چیز نیازمند« خواستن» است، این که انسان بخواهد از تاریکی خارج شود و این خواسته از درون او بجوشد. در همین راستا، در کلام الله نیز آمده است: « الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور»؛ خداوند ولی و پشتیبان کسانی است که ایمان آورده اند و خواهان خروج از تاریکی به سوی نور هستند.

زمانی که انسان در مسیر آموزش و یادگیری قرار می گیرد و این مسیر را آگاهانه ادامه می دهد، به تدریج« نقطه تحمل» او افزایش می یابد. در چنین شرایطی، پذیرش مسائل و مشکلات در سخت ترین موقعیت ها آسان تر می شود و فرد با آرامش و تعادل بیشتری با چالش های زندگی مواجه می گردد.


دوستانی که در این زمینه مشارکت نمودند:
همسفران: ابراهیمی- مکری – احمدی
مسافران: علیرضا۲ـ احسان – اسماعیل

مسئول کارگاه: مسافر سفر دوم هادی
مسئول نظم کارگاه آموزشی: مسافر سفر دوم حسین
5 2 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
همسفر سبحانی
همسفر سبحانی
13 روز قبل

با سلام وعرض ادب احترام من در گذشته برای خودم سد تعین کرده بودم وبا دانسته های غلط خود در تاریکی فرو رفته بودم با اموزش وکاربری کردن این سدها را شکستم وبه سوی نور حرکت کردم وهر روز سعی میکنم امر اولم را درست بنا کنم تا در اخر نتیجه مطلوبی را تجربه کنم