اگر القائات را در جلسه گرفتیم و فهمیدیم و درک کردیم، آرام آرام در طول زمان احیاء در ما ایجاد شده و به تحرک خواهد انجامید و در نتیجه تغییر در ما صورت گرفته و در مرحله بعد به تبدیل و ترخیص نیز میرسیم و به اصطلاح جنس ما عوض خواهد شد، چون در مسیر ارزشها در حال حرکت هستیم و مثل آهنی که جذب آهنربا می شود، جذب تفکر درمان میشویم.

موضوع کارگاه آموزشی مسافران: وادی دوازدهم و تاثیر آن برمن
استاد: مسافر سفر دوم هادی
تاریخ: شنبه ۱۴۰۴/۱۱/۴
تیتر وادی دوازدهم: در آخر امر، امر اول، اجرا می شود
امروز میخواهیم بررسی کنیم و بفهمیم مشکل ما در چیست که با وجود آمدن و رفتن به جلسات و شرکت در لژیونها و اینکه خودمان را عضوی از این جلسه میدانیم و مسافر معرفی میکنیم و تفکر درمان با آموزشهای صحیح و درستی که می دهد و القاء (انتقال آگاهی و اطلاعات در زمینه بیماری اعتیاد) را در ما ایجاد میکند، پس چرا ما گاهاً این القائات را نمیگیریم؟!

مرحله اول شناخت، توسط تفکر درمان با آموزشهای درستی که می دهد، به افراد القا میشود، ولی مراحل بعد با خود شخص است که به احیا و تحرک برسد. ما باید آموزشها را بفهمیم و به آن باور و ایمان داشته باشیم، در غیر این صورت نمیتوانیم درست حرکت کنیم.
کسی که نظم ندارد و دارو را در زمان معین خودش مصرف نمیکند و آموزشها را کاربردی نمی کند، یعنی به درمان باور نداشته و در نتیجه منجر به ایمان سوزی می شود.
اگر القائات را در جلسه گرفتیم و فهمیدیم و درک کردیم، آرام آرام در طول زمان احیاء در ما ایجاد شده و به تحرک خواهد انجامید و در نتیجه تغییر در ما صورت گرفته و در مرحله بعد به تبدیل و ترخیص نیز میرسیم و به اصطلاح جنس ما عوض خواهد شد، چون در مسیر ارزشها در حال حرکت هستیم و مثل آهنی که جذب آهنربا می شود، جذب تفکر درمان میشویم.
ضد ارزشی فقط دزدی و… نیست؛ وقتی کسی به خانواده احترام نمیگذارد، مواد مصرف میکند و حرمتها را رعایت نمیکند و… در مسیر ضد ارزشهاست، اینجا به فرد القاء میشود که نباید پاتوق برود، اگر میرود بداند که جنس او عوض نشده و بدون اینکه بداند، نیرویی او را به سمت ضد ارزشها جذب میکند.
علت اینکه القائات در درون ما تاثیری ندارد، و جنس ما عوض نمی شود، وجود سدهایی است که خودمان در درون خودمان، به وجود آورده ایم. سدهایی مثل (ترس، منیت، قضاوت، حسادت و… )
هر کسی باید به درون خودش رفته و این سدها را شناخته و موانع حرکت خود را بشناسد و بفهمد کدام مساله ضد ارزشی مانع گرفتن القائات مثبت و ارزشی در او می شود.
این سدها در درون ما باید به مرور زمان شکسته شود، آن موقع است که القائات را با تمام وجود میگیریم و احیاء شده و حرکت میکنیم. ما سکونی نداریم و پیوسته در حال حرکتیم، یا در حال صعود هستیم یا در حال سقوط، اگر در حال سقوط هستیم بدانیم سدهای درون را نشناخته و نشکستهایم، شکستن سدها، همان از دست دادن ضد ارزشیها است.
هر کسی باید به درون خودش برود و ببیند امر اولش از آمدن به جلسات چه بوده؟ هدف و نیت و خواسته او چه بوده؟ و چه کاشته است؟ چون دقیقا در آخر امر همان را نیز برداشت می کند.
دوستانی که در این زمینه مشارکت نمودند:
مسافران: سعید، اکبر، اصغر، مهدی، عباس، اسماعیل، یوسف، خسرو، نوید، احسان، ناصر، عباس، شهاب، حسن، حسین، احمد، محسن، مجید، حمیدرضا


با عرض سلام و خداقوت وتشکر فراوان از استاد گرامی ومسئولین سایت
ضمن تشکر از کمیته محترم آموزش و خدمتگذاران پر تلاش سایت
همچنین تشکر از استاد بزرگوار
ممکن است در طی سفر چندین مرتبه امر اول من عوض شده باشد اما در نهایت آن امر امری که تصمیم نهایی من بوده، که در این مورد قطعا و بی هیچ تردیدی درمان اعتیاد است، به لطف خدا و با کمک تمامی زحمت کشان تشکیلات محقق خواهد شد
فهمیدم که تغییر واقعی زمانی اتفاق میافتد که آموزشها را فقط نشنوم بلکه با ایمان و عمل وارد زندگیام کنم. اگر سدهای درونی مثل ترس، منیت و قضاوت را نشکنم، القائات درمن اثرنمیکند و حرکتی شکل نمیگیرد. آخر کار، همان نیت و خواستهای که با آن وارد مسیر شدهام، نتیجهاش را در زندگیام نشان میدهد