یکی از بزرگترین آفت های مشغولیت در انسان ها، عدم شکرگزاری واقعی است. حتی درقبال رویدادهای ناخوشایند اگر با نگاه مسئولانه بنگریم، درمی یابیم که وقوع آن رویداد در مسیر زندگی ضروری بوده است. ولی ذهن مشغول آن را مصیبت می بیند و دنبال مقصر می گردد.

موضوع کارگاه آموزشی سفر دوم: مسئولیم یا مشغولیم
استاد: جناب آقای مفتون
تاریخ: دوشنبه 1404/10/01
سال گذشته این دستور جلسه از زاویه مسئولیت در خدمت بررسی شد و امروز آن را از دیدگاه دیگری مورد بررسی قرار دهیم.
هر انسانی با پا گذاشتن به حیات وظیفه ای به او داده می شود ولی زودتر از مسئولیت انسان، خداوند مسئولیت خود را در برابر بنده ای که خلق کرده است، به انجام رسانده و همه چیز را برای رفاه و سلامت او آماده کرده است، مثل جابجایی فصول، باد، آب، گرما، سرما و… مهم نوع استفاده و برخورد انسان با آن است با توجه به اختیاری که به او داده شده است.
در هر برهه ای از زمان مثل ازدواج، کار و… مسئولیت هایی برای ما تعریف می شود که در قالب یک سری قوانین با توجه به خصوصیات مذهبی، مدنی و نوع نگاه به هستی، وضع شده است و امروز می خواهیم از این زاویه به این قضیه نگاه کنیم که چقدر راجع به این وظایف مسئولیم و چقدر مشغولیم.
در ادامه دستور جلسه گذشته، «نقد و انتقاد»، وقتی یاد گرفتم مسئول باشم، مطمئناً مسیر زندگی به سمتی می رود که دیگر هیچ گونه اتفاقات منفی روی من اثر نمی گذارد، چون مسئول بودن، تدبیر را به من می آموزد که چگونه آن مشکلات منفی را حل کنم.
خیلی ها درگیر خواسته های نفسانی هستند، دیده شدن، مطرح شدن در فامیل، خانواده، جامعه، کار و… اینها برای این است که مسئولیتی را حس نمی کنند، فقط در زندگی مشغولند به هرچه پیش آید. اگر به این دیدگاه برسیم که چطور ما وجودمان باید مؤثر باشد، به مسئولیت می رسیم.
در جامعه دروغ زیاد است، ولی هم اخلاق و هم دین، آن را رد می کند. وقتی کسی دروغ می گوید، دیگر مسئول نیست، مشغول است. یک سفر دومی واقعی، هرجا ناامیدی هست، با خودش امید می برد. هر جا تفرقه هست با خودش وحدت می برد، هرجا دروغ هست با خودش صداقت می برد، کسی به آن درجه می رسد، که مسئولیتش را شناخته باشد.
اگر غیر از این باشد، نگاه قضاوت گرانه و تحلیل گرانه پیدا می کند و برای همه در ذهنش تصمیم می گیرد و خودبه خود یک انسان مشغول می شود، چون ذهن مشغول است و این باعث حال بدی می شود و با کوچکترین چیزی که باب میلش نیست، به هم می ریزد.

یکی از بزرگترین آفت های مشغولیت در انسان ها، عدم شکرگزاری واقعی است. حتی درقبال رویدادهای ناخوشایند اگر با نگاه مسئولانه بنگریم، درمی یابیم که وقوع آن رویداد در مسیر زندگی ضروری بوده است. ولی ذهن مشغول آن را مصیبت می بیند و دنبال مقصر می گردد.
با مسئول بودن چقدر مؤثریم؟
قرار نیست هر کاری می کنیم تأیید شویم، قرار است مسئول باشیم در قبال آنچه اصولی است و به آن معتقدیم که البته می تواند این اصول برای دیگری متفاوت باشد. برای همین در تشکیلات، خدمت ها جابجا می شود تا حس مالکیت و مشغولیت گرفته شود. نگاه مسئولانه، احساس مسئولیت می کند برای اجرای فرمان، نه اینکه دنبال مقصر باشد.
من در قبال زندگی، شخصیت و سلامت جسم و روح خود مسئولم. چون انسان یا مسئول است یا مشغول، بی توجهی به سلامت جسم هم نوعی مشغولیت است، نداشتن عاطفه بین زن و مرد در خانواده هم مشغولیت است، چون هیچ کدام مسئولیت زندگی را درک نکرده اند. فقط مشغول بوده اند. در مشغولیت خواسته های نفس اماره خودش را نشان میدهد و هر چه جلوتر می رود بدتر می شود.
اگر انسان در هر موردی مسئولانه رفتار کند، هرجا برود، به دور از خودبرتربینی، حس مسئولیت داشتن را به دیگران منتقل می کند و دیگران این تفاوت را در او می بینند. ولی داشتن مشغولیت و نگاه مطرح بودن، خودمحوری و خودمهم بینی، باعث می شود دیگران هم خود به خود نگاهشان نسبت به آن شخص عوض شود.
وقتی مسئول شدم، به قول و قرار خود در هر شرایطی، مسئولانه نگاه می کنم. اولین وظیفه یک زن در خانواده همسری و مادری است، ولی اغلب به بهانه توجیه اقتصادی از زندگی فرار می کنند، مسئولیت در قبال فرزند پروری خیلی مهم است چون باعث می شود او هم مسئول بار بیاید.
همه در گذشته خطاهایی داشته ایم، ولی الان که اینجا آموزش می گیریم، دیگر نباید کارهای گذشته را تکرار کنیم. ایجاد احساس صمیمیت در خانواده، باعث حفظ امنیت خانواده در بیرون می شود و هر جا کوتاهی کنیم، اتفاقات ناخوشایندی می افتد و این نکته مهمی است ولی ما خودمان را مشغول می کنیم و دوست داریم مشغول باشیم.
هرچقدر در مشغولیت غرق شویم، ظرفیت مسئولیت کمتر می شود. آنجاست که نقد را نمی پذیریم، انتقاد را قبول نمی کنیم و همه را با دید منفی و دشمن نگاه می کنیم.
چه چیزی باعث می شود یک خدمتگزار واقعی از تمام تعلقات و علایق خود دست بکشد و برای یاری به همدردان خود وقت بگذارد؟
پاسخ این سوال یک کلمه بیش نیست و آن «ایمان داشتن» است.
ما ایمان داریم و مؤمن هستیم به درمان که شدنی است و آرمان مان این است «هر که از این در می آید با هر شرایطی درمان شود». وقتی ایمان آمد و ما مؤمن شدیم، آن موقع مسئول می شویم در قبال آنچه ایمان داریم نه در قبال شخص. اگر به آنجا برسیم، باور کنید ریگ های خیابان هم به انسان کمک می کند و درک این نکته اهمیت بالایی دارد. و ماحصل آن آرامشی است که حتی در فقر، نداری، مشکلات و… می آید و این بزرگترین نعمتی است که توسط خود شخص کسب می شود.
به تجربه دانستم اگر 1- همیشه شکرگزار باشیم ، 2- شاد زندگی کنیم و شادی را به زندگی بیاوریم،3- هیچ وقت طلبکار نباشیم، در تغییر نگاه ما مؤثر است. در خدمتگزاری در هر شرایطی با هر کسی شاد بودیم، بدانیم مسئولیم و اگر مکدر شدیم بدانیم مشغولیم.
دوستانی که در این زمینه مشارکت نمودند:
مسافران: علی- علیرضا2- میثم1- محمد- علیرضا 1-
همسفران: سیدمحسنی- باقری1- موسوی-


با تشکر از استاد گرامی که موضوع را به خوبی بررسی نمودند و برداشت من این که در خودمشغولی به دنبال دیده شدن و تایید دیگران بودن بودیم ومسئولیتهای ماروزبه روز کم رنگ تر شد به جای شناخت این مسیولیتها دیگران را مقصر دانستیم زیرا مشغولیت اجازه نمی داد ما به خودمان برگردیم ومشکل را در خودمان جستجو کنیم با سپاس از کمیته محترم اموزش
با تشکر از استاد وکمیته آموزش
با سلام وخسته نباشید خدمت تمام دوستان
تشکر از کمیته محترم آموزش و استاد راهنمای عزیز
آموختم هر موضوعی که مرا مکدر کند در حقیقت مرا بخودش مشغول کرده و وقتی مسئولانه به آن بپردازم میتوانم بهتر آنرا مدیریت کنم.
سپاس از تیم پر تلاش سایت.
ممنون از استاد جلسه🙏
زمانی که در هر مورد ودر هر جایگاهی که در زندگی هستم مثبت بین و مثبت گرا و شکرگزار باشم و قدر دان خداوند و دیگران باشم این قدر شناسی باعث می شود که در قبال آن جایگاه خودم را مسئول دانسته و به وظایفم به خوبی عمل کنم🙏