وادی دهم و تأثیر آن بر من

وادی دهم به ما می آموزد که هیچ صفتی ذاتی نیست، همه ی صفات ریشه دارند و انسان همان چیزی است که در درون خود حمل می کند. وقتی عقده ها، تحقیرها و… در درون ما فعال باشند به مرور زمان صفات ضد ارزشی مانند کینه، نفرت، خشم در ما شکل می گیرند و در رفتار و زندگی ما نمود پیدا می کنند.

موضوع کارگاه آموزشی همسفران: وادی دهم و تأثیر آن بر من

استاد: همسفر زیلایی

تاریخ: دوشنبه ۱۴۰۴/۹/۲۴

تیتر وادی دهم: «صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون جاری است»

قبل از شروع دستور جلسه، سوالی مطرح می شود :کدام یک از ما پذیرفته ایم که در درون خود، صفات ضد ارزشی داریم؟

پذیرش اولین قدمی است که می تواند به ما کمک کند. ابتدا لازم است صفات زشت و ضد ارزشی خود را که به مرور زمان کسب کرده ایم، بشناسیم سپس آنها را بپذیریم، و با آموزش گرفتن و کاربردی کردن آموزش ها، این صفات را به صفات ارزشی تبدیل کنیم.

صفت، امری اکتسابی است، یعنی به دست آمدنی و آموختنی. به این معنا که از کودکی، با توجه به عوامل، شرایط زندگی، فرهنگ، نوع تربیت و آموزش هایی که می بینیم، صفات ما شکل می گیرد و به مرور زمان، شخصیت ما را می سازند.

تشکیلات سروج بر مبنای درمان بیماری اعتیاد شکل گرفته و بر این باور است که خانواده، در اثر زندگی کردن در کنار یک مصرف کننده، دچار نوعی بیماری به نام «تفکر زائد افیونی» می شود. این تفکر به مرور زمان باعث می شود درصد قابل توجهی از صفات ضد ارزشی در فرد شکل بگیرد. امروز می خواهیم به این موضوع بپردازیم چه موانعی باعث می شود فرد نتواند صفات ضد ارزشی را که در درون او ریشه دوانیده، شناسایی کرده و از آنها عبور کند؟

اولین و ریشه ای ترین عامل تغییر یا شکل گیری صفات منفی و یا ضد ارزشی در ما، «عقده های درونی» است. این عقده ها که از دوران کودکی و با ورود به مراحل مختلف زندگی، در وجود ما شکل گرفته و رشد می کنند، معمولاً در اثر سرکوب شدن خواسته ها، مقایسه شدن، نادیده گرفته شدن و تأیید نشدن در گذشته، به ویژه در دوران کودکی در درون ما ایجاد می شوند.

در ادامه، ممکن است همان خواسته های سرکوب شده را به صورت افراطی برای دیگران دنبال کنیم. برای مثال، تلاش کنیم آن چه خود به دست نیاورده ایم را از طریق فرزندمان یا اطرافیانمان جبران کنیم، بی آنکه متوجه ریشه ی این رفتار در عقده های حل نشده ی درونی خود باشیم.

گاهی در درون خود این باور نادرست را داریم که باید در هر جایگاهی در رأس قرار بگیریم «خود مرکزبین» و همه چیز مطابق میل و خواسته ی ما پیش برود. دقیقاً در همین نقطه است که اتفاقی مهم رخ می دهد  بانوان، به تدریج لطافت ها و ظرافت های زنانه ی خود را از دست می دهند و رفتارهایی کاملاً خشن و مردانه در آن ها شکل می گیرد. این روند در نهایت به معنای از دست دادن جایگاه حقیقی بانو، به عنوان مادر و همسر در خانواده است. جایگاهی که بر پایه ی محبت، آرامش و تعادل بنا شده و با روح زنانه همخوانی دارد.

 «تحقیر »

تحقیر کردن به معنای کوچک شمردن دیگران برای بزرگ دیده شدن خودمان است، ریشه ای که می تواند به دوران کودکی ما باز گردد. در چنین حالتی شخص دیگران را کوچک می کند تا خود دیده شود. رفتارهایی که گاهی در قالب نصیحت، شوخی یا کنایه بروز می کرد. مانند رفتار با مصرف کننده که به جای درک شرایط او و توجه به فرایند درمان، با کلمات و جملاتی سخن می گفتیم که بار سرزنش و کوچک شماری در خود داشت. تحقیر از قدرت نمی آید، بلکه نشانه ضعف است.

«کسب کردن»

درهر زمینه ای، تنها و تنها به دنبال خواسته ها و منافع شخصی خود بوده ایم. اگر کسی چیزی را به دست می آورد یا خریداری می کرد، ما نیز دقیقاً همان را می خواستیم. در ادامه، این روند باعث شکل گیری صفات منفعت طلبی در ما شد. این صفت رذیله مانع رشد، آرامش و حرکت سالم در مسیر درمان می شود.

در وادی دهم، از سه اصل مهم « نور: دیدن، صوت: شنیدن و حس: درک کردن» برای تغییر صفت، سخن گفته می شود.

این سه مؤلفه می توانند به صورت ارزشی، مثبت و سازنده عمل کنند و یا به شکل ضدارزشی مخرب و آلوده فعال باشند.

زمانی که نور، صوت و حس در مسیر آلودگی قرار می گیرند، به طور مداوم پیام های منفی و ناپسند به انسان ارسال می کنند و نقش نیروهای بازدارنده را در جهان هستی ایفا می نمایند. این نیروها دقیقاً مانند سدی مانع حرکت انسان در مسیر ارزش ها و صراط مستقیم می شوند و اجازه نمی دهند فرد به اهداف حقیقی خود دست پیدا کند.

ما نمی توانیم نور،صوت و حس آلوده را تغییر دهیم. اما می توانیم با شناختی که نسبت به آنها پیدا می کنیم و آموزش هایی که می گیریم، از تأثیرات مخرب آنها مصون بمانیم.برای دست یابی به این حالت، لازم است صفات درونی خود را تغییر دهیم.

زمانی می توانیم صفات گذشته خود را مستقیماً تغییر دهیم، که حس ما تغییر کند. این تغییر هم آسان است و هم دشوار. دشواری آن زمانی رخ می دهد که در مقابل تغییر مقاومت کنیم و یا به اصطلاح «تغییر ستیز» و «تغییر گریز» باشیم.

برای تغییر حس و ماندن در مسیر ارزش ها، تنها یک راه وجود دارد و آن هم تصفیه، تسویه و تزکیه است. «تصفیه» به معنای تحت فشار قرار گرفتن، «تسویه» یعنی بدانیم چه می خواهیم و کجای کار قرار داریم و «تزکیه » فرایندی که به ما کمک می کند پاکسازی درونی انجام دهیم و زمینه ی شکل گیری صفات ارزشی را در خود فراهم کنیم.

وادی دهم به ما می آموزد که هیچ صفتی ذاتی نیست. همه ی صفات ریشه دارند و انسان همان چیزی است که در درون خود حمل می کند. وقتی عقده ها، تحقیرها و… در درون ما فعال باشند به مرور زمان صفات ضد ارزشی مانند کینه، نفرت، خشم در ما شکل می گیرند و در رفتار و زندگی ما نمود پیدا می کنند.

آموزش های سروج بستری فراهم کرده اند تا صفت های ضد ارزشی درون ما پنهان نمانند و دیده شوند، زمانی که این صفت ها شناسایی و حل شوند رفتارهای ما متعادل می شوند و آرامش درونی در وجود ما شکل می گیرد که مسیر رشد و حرکت در صراط مستقیم را هموار می کند.


دوستانی که در این زمینه مشارکت نمودند :

ابراهیمی ـ ملکی ـ حافظی ـ بیگدلی ـ کرمی ـ حیدری ـ مزروعی ـ زمانه ـ قادری ـ نریمانی ـ محمدی ـ باقری ـ ولی زاده

مسئول کارگاه: همسفر حریری
مسئول نظم کارگاه آموزشی: مسافر سفر دوم ابراهیم
3.5 6 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
6 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
مسافر میثم ۲
مسافر میثم ۲
1 ماه قبل

باسلام و عرض ادب و احترام.
سپاس از کمیته محترم آموزش و استاد کارگاه آموزشی.

همسفر ملکی
همسفر ملکی
1 ماه قبل

با عرض سلام و خداقوت و تشکر فراوان از استاد گرامی که به خوبی دستور جلسه را باز کردند. وادی دهم به من می‌گوید هیچ صفتی ماندگار نیست و می‌تواند تغییر کند به شرط اینکه من آنها رابشناسم و بخواهم که تغییر دهم وتغییر ستیز نباشم.با تشکر فراوان از تیم پر تلاش سایت 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹

کبری پارسه
کبری پارسه
1 ماه قبل

خیلی خوب وعالی بود

همسفرخدائیان
همسفرخدائیان
1 ماه قبل

تشکر می‌کنم از استاد عزیز همسفر زیلایی 🌹
یکی از عقده‌های من که باعث ایجاد صفت روحیه طلبکاری از همسرم در زندگی مشترک شده بود، به خاطر کم توقعی مادرم از پدرم و نادیده گرفته شدن خواسته‌های مادرم بود.
زمانی که با آموزش‌های سروج متوجه ریشه این صفتم شدم و دریافتم که عملکرد پدرم نیز تحت تاثیر تربیت غلط او جهالت‌های او بوده، دیگر از پدرم کینه ای نداشتم، و سعی کردم این روحیه طلبکاری را به روحیه قدرشناسی تغییر داده و صفت خودم را عوض کنم🌹
با تشکر از تیم زحمت کش سایت🙏🌹

همسفرکشاورز
همسفرکشاورز
1 ماه قبل

سپاس از استاد🙏
برداشت من؛
اگر من از خودم و صفاتم غافل شوم و نظارت نکنم.گاهی ممکن است از صفات ارزشی هم فاصله بگیرم و درگیر ضد ارزشها شوم.ونیاز دارم مستمر خودم رابررسی کنم که صفات رذیه دارم یا صفات جلیله و در کدام مسیر در حرکت هستم🌹

نفس زیلایی
نفس زیلایی
1 ماه قبل

درود خدمت دوستان
وشاکر خداوند و چنین تفکری هستم که نکاتی ریز و کلیدی که باعث می شوند نتوانم صفات و خلقیات گذشته ام را تغییر بدهم رابشناسم .ریشه یابی کنم و با آموزش گرفتن و کاربردی کردن تغییرشان بدهم

زنده باد تفکر ناب سروج