جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.
جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.
ظرفیت و مسئولیت (قبله گم کردن)

ظرفیت انسان حد ندارد و بستگی به این دارد که مصالح آن چه باشد، مصالح ارزشی ظرفیت در برابر کارهای ارزشی را در ما افزایش می دهد و زمانی که این دو ظرفیت و مسئولیت، به تناسب برسد، تعهد شکل می گیرد و من متعهد می شوم در قبال سلامتی خودم

موضوع کارگاه آموزشی: ظرفیت و مسئولیت (قبله گم کردن)

استاد: مسافر سفر دوم علیرضا

تاریخ: چهارشنبه 1404/9/5

هدف تشکیلات، درمان اعتیاد است و این تفکر از قبله گم کردن به عنوان یک تمثیل در جهت درمان اعتیاد استفاده می کند.

تمام مسلمانان که اسلام را پذیرفته اند، فریضه دینی نماز را باید به سمت یک مکان واحد که قبله نام دارد، به جا بیاورند، یعنی هر جای دنیا باشند، تمرکز روی یک هدف است.

تک تک ما سرماخورده یک زمستانیم، ولی میزان تخریب هر کسی با دیگری متفاوت است، و همین تفاوت افراد در میزان تخریب جسمی، تفکری و … باعث پیچیدگی بیماری اعتیاد شده است.

زمانی که اینجا آمدیم و پذیرفتیم بیماریم، (نه اینکه فقط مواد نکشیم)، باید به سمت درمان حرکت کنیم و بسته به میزان تخریب، مسئولیت مشخصی برای رسیدن به هدف واحد داریم. حتی مسافران و همسفرانی که به درمان رسیدند و در حال طی نمودن سفر دوم هستند، نیز در جهت اهداف جلسات که همانا درمان یک نفر که از بیماری اعتیاد آسیب دیده است، قدم برمی دارند.

نکته مهم در اینجا، شناخت مسئولیت خویش است. اگر مسئولیت مربوط به خود را نشناسیم، با یک سری اطلاعات غلط به سمت درمان می رویم و بنابراین درمان صحیحی شکل نمی گیرد. مثل قطب نمایی که با گرفتن یک آهنربا روی آن، جهت را اشتباه نمایش دهد. این آهنربا در درمان اعتیاد، دانسته های غلط ذهنی ماست که باید در وهله اول تکلیف خود را با این دانسته ها مشخص کنیم.

مسئولیت درمان به عهده تک تک خود ماست و باید خود را مورد سؤال قرار دهیم که چرا من می خواهم درمان شوم؟

مسئول، کسی است که مورد سؤال واقع می شود، چه کسی قرار است مرا مورد سؤال قرار دهد؟ این با دو دیدگاه متفاوت می تواند جواب داده شود: جواب دادن طبق آموزه های درمان و جواب دادن طبق قوانین اعتیاد؛

وقتی به جای آموزش راهکار مناسب، رفتار خود را توجیه می کنیم، با جملاتی مثل (شرایط من با دیگران فرق می کند و…) طبق قوانین اعتیاد حرکت می کنیم و این تشخیص نادرست شرایط موجودی که در آن هستیم، ما را به بیراهه می رساند، در صورتی که این تفاوت شرایط را کسی باید تشخیص بدهد که خودش این مسیر را طی کرده، آموزشهای لازم را در مورد آن گرفته و با تجربه لازم می تواند راهنمایی لازم را در مواجهه با آن مشکل انجام دهد. بنابراین زمانی که می بینیم مصرف کننده، در برابر یک مشکل بی اعتناست، دلیلش این است که او در حال حل کردن آن مشکل در ذهنش است، ولی فکر می کند واقعاً آن مشکل را حل کرده است، در صورتی که حل نشده است.

جواب سوال دادن از دیدگاه قوانین اعتیاد، باعث می شود به جواب غلط برسیم و ظرفیتی در ما ایجاد می شود که هر چیزی نسبت به درمان هست، غلط است.

ظرفیت در هر صورت برای انسان ایجاد می شود چه در مسیر ارزشها و چه در مسیر ضدارزشها، هیچ کدام از ما در شروع بیماری اعتیاد و یا در اواسط آن در قبال انجام ضدارزشی ها و پیروی از قوانین اعتیاد ظرفیتمان یکسان نبود، چون خاصیت انسان این است که در هر مسیری کاری را تکرار کند به رشد در آن زمینه می رسد.

یک قانون حاکم بر زندگی مصرف کننده این است که در برخورد با هر مشکلی، اضافه تر مصرف کند. از طرف دیگر خانواده مصرف کننده هم که در ابتدا فقط درونی نسبت به مصرف کننده ناراحت بود، به مرور زمان، به جایی می رسد که نه تنها خود مصرف کننده که تمام وابستگانش را زیر سؤال می برد، چون این ها مدام با تکرار و تمرین روز به روز گسترده تر می شود.

حالا آمدیم اینجا و می خواهیم به سمت قبله که همان درمان است برویم. باید مشکل تراشی ها و دیدگاهی که مصرف کننده در کلیه ارکان زندگی سالها اجرا کرده، تغییر کند و تنها راهش این است که آن کارها را انجام ندهد. برای آمدن به جلسه یا انجام دادن کارهای مربوط به اجرای قوانین درمان، توجیه نیاوریم، چون توجیه، ما را قانع می کند، و زمانی که قانع نشویم، اهمال نمی کنیم و اینگونه کارها را به درستی انجام می شود. و این باید در مورد همه کارها باشد و این نیست که با رعایت نکردن یک قانون اعتیاد، همه چیز درست شود. باید راهی برویم که مجموعه ضدارزشی ها را انجام ندهیم.

ظرفیت انسان حد ندارد و بستگی به این دارد که مصالح آن چه باشد، مصالح ارزشی ظرفیت در برابر کارهای ارزشی را در ما افزایش می دهد و زمانی که این دو ظرفیت و مسئولیت، به تناسب برسد، تعهد شکل می گیرد و من متعهد می شوم در قبال سلامتی خودم و بالاتر از همه در قبال تفکر درمان متعهد می شوم و زمانی که متعهد شوم، کم کم تبدیل به سرمایه انسانی می شوم و تمام این مسائل بستگی به پذیرش ما دارد، پذیرش خیلی مهم است. وقتی از خود سوال کنیم مشکل اساسی و ریشه مشکلات من چیست؟ جواب را در یک کلمه می یابیم: «عدم شناخت بیماری اعتیاد»، زمانی که آن را بپذیرم و در آن راستا حرکت کنم، به سمت قبله حرکت کرده ام و این یعنی هر کدام از ما ممکن است نقشه راهی برای خودمان جداگانه داشته باشیم اما همه به یک جهت هستیم.

راههای رسیدن به درمان به اندازه تمام افرادی است که اینجا نشسته اند به شرط اینکه بیمار خود بخواهد و لاغیر.


دوستانی که در این زمینه مشارکت نمودند:

مسافران: مسعود- احمد- اصغر- مهدی- مهدی- سعید- علیرضا2- عباس- خسرو-

همسفران: ابراهیمی- سیدمحسنی- مکری- توانا-

مسئول کارگاه: مسافر سفر دوم هادی
مسئول نظم کارگاه آموزشی: مسافر سفر دوم علی
3 2 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها