تا زمانی که ذهن در انجماد باقی بماند امکان فهم مشترک با جلسات، هماهنگی با آموزش ها و هم سو شدن با مسیر درمان وجود ندارد. اما زمانی که نور آگاهی و آموزش بر ذهن ما بتابد، انجمادها ذوب می شوند و ذهن دوباره به حرکت درمی آید

موضوع کارگاه آموزشی مسافران: وادی هشتم و تأثیر آن بر من
استاد: مسافرسفر دوم حسین
تاریخ: شنبه ۱۴۰۴/۸/۱۰
تیتر وادی: «با حرکت راه نمایان می شود »
برای رسیدن به هر هدفی نیازمند دو نوع حرکت هستیم : ۱ـ حرکت فیزیکی ( بیرونی ) ۲ـ حرکت ذهنی ( درونی )
حرکت فیزیکی می تواند همان اقدام بیرونی ما باشد مانند حضور در جلسات، نشستن بر روی صندلی ها و شرکت در برنامه ها. اما باید دانست که تنها آمدن و رفتن، ما را به مقصد نخواهد رساند .
برای رسیدن به هدف واقعی، لازم است علاوه بر حرکت فیزیکی، حرکت ذهنی یا درونی نیز در ما شکل بگیرد. این حرکت درونی یعنی تغییر نگرش، اصلاح تفکر و تلاش برای درک و به کارگیری آموزش ها در عمق وجودمان. تنها در این صورت است که حرکت ما ثمر بخش خواهد بود و مسیر برایمان روشن و نمایان خواهد شد .
هریک از ما، به دلیل انجماد فکری یا جمود ذهنی، ممکن است در مسیر حرکت ذهنی خود با موانعی روبه رو شویم. این انجمادها همان باورهای نادرست، ترس، یا عادت های ما هستند که مانع رشد، تغییر و پیشرفت ما می شوند .
بنابراین ابتدا باید یاد بگیریم چگونه انجمادهای ذهنی خودمان را بشناسیم؛ شناخت این انجمادها، نخستین گام در جهت حرکت ذهنی و درونی است. زیرا تا زمانی که از وجود موانع آگاه نباشیم، نمی توانیم مسیرمان را به درستی طی نمائیم .و سپس بیاموزیم که چطور از آنها عبور کنیم یا آنها را برطرف سازیم .
عواملی که باعث ایجاد انجماد ذهنی در ما می شوند:
1- ترس: یکی از مهم ترین عواملی که موجب انجماد ذهنی و توقف حرکت درونی ما می گردد، ترس است . ترس از اینکه دیگران متوجه مصرف کننده بودن ما شوند، ترس از دیده شدن در جلسات ترس از مشارکت کردن، با این باور که ممکن است دیگران ما را قضاوت کنند و یا نتوانیم به زیبایی سخن بگوییم . این ترس ها ذهن ما را در حصاری از تردید و خودکم بینی گرفتار می کند و مانع از رشد و پویایی ما می شوند. درحالی که بارها در جلسات گفته شده است: «تمام ما سرما خورده یک زمستان هستیم » و به عبارتی، همه ی ما هم درد و هم مسیر یکدیگریم. ترس عاملی باز دارنده است که ما را درهمان حالت انجماد ذهنی نگه می دارد و مانع می شود تا حرکت کنیم .
۲ـ تفاوت قائل شدن میان خود و دیگران: یکی دیگر از عواملی که موجب انجماد ذهنی می شود این باور نادرست است که مشکلات و شرایط من با دیگران فرق می کند .موقعیت زندگی مان با دیگران متفاوت است، که این طرز تفکر باعث می شود خود را جدا از جمع ببینیم واز آموزش ها و تجربیات دیگران بهره مند نشویم .
۳ـ ترس از تغییر میزان دارو، گاهی افراد گمان می کنند تغییر در مقدار دارو (کم یا زیاد شدن میزان داروی مصرفی)، موجب اختلال در روند زندگی یا کارشان می شود .در واقع، این ترس ها اغلب توجیهاتی ذهنی هستند که از شناخت ناکافی ما نسبت به داروی درمانی مان سرچشمه می گیرد .وقتی هنوز دارو را همانند مواد نگاه می کنیم ذهن ما در همان الگوی فکری گذشته منجمد می ماند و اجازه حرکت را به ما نمی دهد .
این نوع افکار در نهایت ما را دچار درجا زدن می کند و مانع پیشرفت درمسیر درمان می شود. برای عبور از این نوع افکار باید نگرش خودمان را نسبت به دارو و درمان تغییر دهیم .

۴ـ دانسته های غلط ذهنی یا همان جهالت ها: یکی دیگر از عوامل مؤثر در ایجاد انجماد ذهنی، دانسته های نادرست و باورهای غلط ما است .همان چیزی که در آموزش ها از آن با عنوان جهالت یاد می شود .این جهالت ها معمولأ در قالب منیت، زود خواهی و … باعث می شود ما تصور کنیم همه چیز را می دانیم. اما واقعیت این است که همین دانسته های غلط ذهنی مانع حرکت شده و ما را در همان نقطه انجماد نگه می دارند .
به همین دلیل در آغاز هر جلسه، توسط مجری خوانده می شود، ده ثانیه سکوت و به خداوند پناه می بریم. واین فرصتی است برای آنکه ذهن خود را از هر آنچه می دانیم خالی کنیم تا آماده دریافت آموزش شویم .
تنها حضور در جلسات و انجام ظاهری برنامه ها، بدون تغییر در نگرش و تفکر ما را به نتیجه نمی رساند. بسیاری از افراد سال هاست که به جلسه می آیند و می روند اما هنوز به درمان نرسیده اند .علت این مسئله تنها یک چیز است، ماندن در انجماد ذهنی.
«انجماد ذهنی و رهایی از آن»
انجماد ذهنی دقیقاً شبیه یخ های قطبی و اقیانوس های یخ زده است. در فصل گرما، هنگامی که نور خورشید بر آنها می تابد. به تدریج شروع به ذوب شدن می کنند و دوباره به اقیانوس ها و دریاها می پیوندند، یعنی به ماهیت اصلی خود باز می گردند .
سفر درمانی ما نیز به همین شکل است. ذهنیت یک مسافر مانند همان یخ های قطبی است، اگر ذوب نشود، نمی تواند به جریان زنده تفکر سروج متصل گردد. آموزش گرفتن و کاربردی کردن آموزش ها، در این جا نقش همان نور خورشید را دارند که باعث می شود ذهنیات ما از آن انجماد فکری خارج شود.
زمانی که از ترس های خود عبور کنیم، راه به صورت طبیعی و خود به خود برایمان نمایان می شود. در ادامه این حرکت، به تدریج حس های درونی ما نیز بیدار می شوند .
هدف ما مشخص است، برای دستیابی به هدف، پارامترهای مهمی را باید پشت سر گذاشت: نخست، حرکت کردن و گام برداشتن در مسیر هدف، سپس صبر همراه با تلاش و کوشش، در نهایت امید داشتن که در نهایت مسیر را برایمان روشن و قابل پیمودن می کند .
دوستانی که در این زمینه مشارکت نمودند. :
شهاب ـ مهدی ـ عباس ـ احمد ـ احسان ـ حسین ـ اکبر ـ علیرضا ۱ـ محسن ـ میثم ۱ ـ حمید رضا


سپاس از استاد🙏🙏🙏
برداشت من؛ماقبل از جلسات هم حرکت میکردیم اما ناآگاهانه و از روی جهالت و همچنان در بیراهه هامیماندیم،امابا قرارگرفتن در جاده و مسیر تفکر الهی سروج راه درست را طی میکنیم چون جسم و روحمان راهمسوو هماهنگ میکنیم🍀🍀🍀
سلام خداقوت استاد تشکر برداشت من باید روی انجماد ذهنی یک شناخت برسم بعد حرکت درونی با بیرونی هم سوباشندتابتوانم به هدف که تفکر سالم است برسم تشکر از کمیته آموزش ومسلولین سایت
درود و خدا قوت به استاد و کمیته محترم آموزش
تشکر از استاد بخاطر بیان ساده و قابل فهم
سپاس از تیم ارزشمند و پر تلاش سایت
🍁🍁🍀🍀💐💐🌺🌺🌸🌸👍🙏🏼
زنده باد تفکر درمانی سروج
با تشکر از استاد و کمیته آموزش
با سلام وتشکر از استاد گرامی ، وتمامی خدمتگزارن سروج
با اموزش گرفتن وشناخت جهالتهای خود میتوانم قدمی موثر در ذوب شدن این انجماد ذهنی وهمسو شدن با حرکت فیزیکی خود بردارم 🌹
من فهمیدم اگرذهنم یخزده بماند، حتی اگرهرروز جلسه بیایم، همان آدم دیروز میمانم. بایداز ترسها، بهانهها و فکرهای پوسیده فاصله بگیرم و آموزشهاراواقعادر رفتارم کاربردی کنم. حرکت بیرونی من وقتی ارزش داردکه با تغییردرونی خودم همراه بشود. مسیرروشن نمیشود، مگر زمانیکه خودم واقعابخواهم، قدم بردارم، یادبگیرم و ادامه بدهم.
با سلام و خدا قوت به همه دوستان بویژه خدمتگزاران سایت.
تشکر از کمیته محترم آموزش و استاد گرامی.
سلام وخدا قوت تشکر از استاد🌷🌷🙏
برداشتم این بود انجماد ذهنی همان تفکرات زائد وافیونی است که مرا در حصارخود نگه می دارد واجازه نمی دهد تفکر سالم داشته باشم واقع بین باشم مدام توجیه می آورد وباعث درجا زدن من می شود
ضمن تشکر از کمیته ی محترم آموزش
همچنین تشکر از استاد جلسه که موضوع را به خوبی تشریح کردند
برداشت من این است که ،گرچه داشتن هدف باعث ایجاد انگیزه میشود و لازمه ی هر سفر و مسافری است ،
اما در ابتدای سفر و همچنین در طول سفر باید تنها نگاهمان به جلوی خودمان و قدم بعدی باشد و صرفا باید دنبال جا پاهایی بگردیم که این سفر را طی کرده اند ،و جای پای آنها بگذاریم و هرگز نباید با بلند پروازی نگاهی دایمی به پایان سفر داشته باشیم چرا که”سنگ بزرگ نشانه ی نزدن است”
سلام و خداقوت خدمت کمیته اموزش
خداروشکر میکنم که با تفکر درمان اشنا شدم و تونستم از جهالتم به سمت با ارزش شدن قدم بردارم و در مسیر درمان حرکت ذهنی و فیزیکی داشته باشم و یادگرفتم با از دست دادن جهالت هایی که دارم از انجماد فکری بیرون بیام
با تشکر از استاد من فهمیدم که وادی هشتم چقدر خوب میتواند به من کمک کند که بتوانم به کمک اموزش ها حرکت فیزیکی وذهنیم را هم سو کنم واز ترسهایی که دارم بتوانم راحت تر بگذرم
با عرض سلام و خسته نباشید
من آموختم که باید حرکت درونی و بیرونی من با هم باشد و یخ های مغز من به آرامی ذوب شود تا به نور آخر مسیر برسم
ممنون