موقعی که کار ضد ارزشی انجام میدهیم میترسیم و دروغ میگوییم و همیشه نگرانیم و اضطراب داریم و چون آنچه در درون خود هست را میخواهیم پنهان کنیم تا دیگران متوجه نشوند منفعل میشویم وهنوز وابسته تفکرات گذشته خود هستیم مانند دورزدن ها و… و نمی توانیم دلبسته فرمان اولیه خود که درمان هست بشویم.
موضوع کارگاه آموزشی: وادی سیزدهم
استاد: جناب آقای مفتون
تاریخ: چهارشنبه ۱۲/۱ /۱۴۰۳
آیین رهایی مسافر جواد و مسافر محمد را به خودشان و تمام خدمتگزاران و کل جمعیت سروج تبریک عرض میکنم.
تیتر وادی سیزدهم: پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.
درک وادیها رساندن ما به معنا و مفهوم است و کمک میکند به درک حقیقت هر موضوع برسیم.
در وادی دوازدهم یاد گرفتیم؛ در آخر امر؛ امر اول، اجرا میشود.
امر؛ یعنی فرمانی که به خودمان میدهیم. آن فرمان زمانی به نتیجه میرسد که فقط در ذهنمان نباشد خواهان رسیدن به آن فرمان باشیم و برای آن تلاش کنیم تا آن را به پایان برسانیم.
تعداد زیادی از افراد به جلسات آمدند و امر اول آنها هم درمان بیماری اعتیاد بوده ولی به نتیجه نرسیدند. برای آنها سوال است چرا به امر اول خود که درمان بوده نرسیدهاند؟
وادی سیزدهم آن را تکمیل میکند، میگوید: پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. یعنی، در مورد هر کاری، هر تصمیمی که گرفتی در مسیر سالم حرکت کن آن را به پایان برسان و بعد خط دیگر را شروع کن.
در جلسات کسانی بودهاند که داروی آنها قطع شده و به خاطر خواستههای زیادی که در مسیر درمان داشتهاند نتوانستند به امر اول خود که درمان بوده برسند. در سفر اول میگویند: معامله یا کارهای بزرگ انجام ندهید زیرا از مسیر درمان دور میشوید و به خودتان آسیب میرسانید.
خانواده مصرف کننده زمانی که به جلسات میآید میخواهد همسر یا فرزند خود درمان شود. به او میگویند برای مصرف کننده نمیتوانی کاری انجام دهی برای تغییر خودت به جلسه بیا آموزش بگیر تا با کاربردی کردن آموزشها یک همسفر باشی، ولی به خاطر ذهنیات خود نمیتواند بپذیرد حتی ممکن است چند سال هم بیاید و خودش فکر کند تغییر کرده ولی تغییر تاکتیک داده و اتفاقی نیفتاده است.
منظور از سفری که ما اینجا داریم، سفری است از ترس به شجاعت، از دروغگویی به راستگویی، از اعمال ضد ارزشی به اعمال ارزشی، از نفرت به عشق، از کفر به ایمان، و در نهایت از ظلمت به نور تا با اختیار و انتخاب خود بتوانیم امر اولمان را درست انتخاب کنیم و به درمان برسیم.
کسانی که سفر درمانی خود را طی میکنند ولی هنوز ترس دارند باعث منفعل شدن خود میشوند. (منفعل یعنی؛ شخص خودش را پوچ میبیند)؛ زیرا به چیزهایی که در ذهنشان هست وابستگی و احساس تملک دارند که آن یک آفت است و باعث میشود امر اول آنها از بین برود و نتوانند به درمان و تغییر دلبستگی پیدا کنند.
به عنوان مثال؛ مسافری که دیدگاه خود را نسبت به مصرف دارو تغییر نداده و میخواهد برای انجام کار زیاد داروی خود را به مقدار بیشتری مصرف کند هنوز به تفکرات افیونی خود وابستگی دارد.
موقعی که کار ضد ارزشی انجام میدهیم میترسیم و دروغ میگوییم و همیشه نگرانیم و اضطراب داریم و آن نفرتی است که اول به خودمان داریم و در ادامه نسبت به دیگران کینه پیدا میکنیم و آنها را مقصر همه مشکلات خود میدانیم چون آنچه در درون خود هست را میخواهیم پنهان کنیم تا دیگران متوجه نشوند. دراین صورت منفعل میشویم وهنوز وابسته تفکرات گذشته خود هستیم مانند دورزدن ها و… و نمی توانیم دلبسته فرمان اولیه خود که درمان هست بشویم. زمانی که توانستیم بپذیریم از ترس به شجاعت حرکت کنیم یعنی در جهت فرمان اولیه خود قدم برداشته ایم وبا آگاهی ودانایی از ترس خود عبور میکنیم.
وقتی این سفر را طی کنیم به ایمان میرسیم. ایمان یعنی؛ امنیت داشتن، در امنیت خودمان و باوری که خود به آن رسیده ایم قرار میگیریم خروجی آن اعتماد به نفس و عزت نفس است. و نهایتا با تغییر تفکر و تغییر نگاه این مراحل را به خوبی طی میکنیم تا به فرمان اولیه خود که درمان بوده برسیم.
به خاطر همین در جلسات افراد مراحلی را طی میکنند. ابتدا وارد لژیون تازه واردین میشوند و بعد از مدتی وارد لژیون آماده سازی و در نهایت وارد لژیون نهایی میشوند تا مرحله به مرحله بتوانند از وابستگیهای خود خارج شوند و یکی یکی مراحل سفر درمانی خود را طی کنند.
اعتیاد وابستگی شدید به مواد مخدر، تفکر افیونی و ضد ارزشها دارد. برای رسیدن به سلامتی باید از این وابستگیها دل بکنیم و به درمان دل بسته شویم. وقتی که به درمان دل بسته شویم یک تعهد در ما ایجاد میشود و میتوانیم سفر درمانی خود را به سلامت سپری کنیم و از مسیر لذت ببریم. وقتی به درمان میرسیم، در بدترین شرایط زیستی و مشکلات هم که قرار بگیریم دیگر نمی توانیم کار ضد ارزشی انجام دهیم.
اسامی کسانی که در این زمینه مشارکت کردند:
مسافران: مجید۲- مجید۱- جعفر- یوسف
همسفران: مکری- کشاورز- اکبری


با سلام و خدا قوت به همه دوستان بویژه خدمتگزاران
ممنون از کمیته محترم آموزش و استاد راهنمای عزیز
آموزش گرفتم اگر نقطه ای که میگذارم جانانه وپر رنگ نباشد خطی که آغاز میکنم ممکن است با خط قبلی تداخل پیدا کند و دچار سردرگمی و پوچی شوم.
وجود من سرشار از نقاط و خطوط تاریک است،حال که لطف خدا شامل حالم شده است و به مسافران سروج ملحق شده ام امیدوارم عضو شایسته ای از این خانواده باشم و بتوانم کم کم در پایان این خطوط نقطه ی پایانی قرار دهم و مشق عشقی جدید بنویسم .انشاالله
سلام
عرض ادب و خداقوت خدمت تیم اموزش
خیلی ممنون از توضیحات استاد برداشت من این جوری بود که در هرزمان از سفر درمانیم باید دقت کنم که پان هر نقطه سراغاز خط دیگری است یعنی هم شروع و پایان دارم و برای هرکاری باید به پایان برسونم و مسیر جدیدی را شروع کنم و برای کارهای ضد ارزشی تا نقطه ای روی مسیرم نذارم مسیر جدیدی برام شروع نخواهد شد با تشکر🌺
ناصر مسافر سفر اول ناصر
لژيون آماده سازي
برداشت من اين بود كه وقتي امرِ مهمي انتخاب ميكنيم،نبايد تو مسيري كه داريم ميريم كارهايي بزرگي انجام بديم،چون از مسير خارج ميشيم
متشكرم
به با سلام ودرود وادی سیزده تغییرات درانسان کم کم به وجود می اید مثلا اگر من دروغ میگفتم باید سعی کنم یک دروغ کمتر بگوییم مثل دانه که آرام آرام ازجوانه میزند ماهم باشرکت در جلسات سعی وکوشش بلاخره به قله موفقیت میرسیم باتشکر از تیم سایت
با سلام.برداشت من از این جلسه این است که وقتی کاری را شروع میکنم باید بر تمام مراحل آن تمرکز کنم.واز نکات انحرافی وغیر مرتبط دوری کنم.تا به بهترین نتیجه برسم.با تشکر از کمیته آموزش وتیم سایت
با سلام و درود خدمت همه عوامل سروج
سر آغاز خط درمان برای من یک دنیای جدیدی ایجاد کرد خط درمانی که وقتی شروع شد هم جسم من و هم تفکر من را به سوی دنیای جدیدی راهنمایی کرد که امیدوارم به یاری خدا بتوانم در این راه به آرامش و سلامتی که حق من است برسم . برای همه بچه های سروج آرامش و سلامتی را آرزومندم
با سلام و تشکر از کمیته آموزش و استاد بزرگوار :
بسیار بسیار جلسه تاثیرگزاری بود
اگر من دلبستگی به درمان داشته باشم در من تعهد ایجاد میشود و مرا از وابستگی های زاید و ضد ارزشی دور می کند تا به پایان امر که درمان است برسم و برای رسیدن به این امر و هدف مقدس درمان باید نقطه ای پر رنگ بر عدم سلامتی و اعتیاد بگذارم تا امر درمان محقق گردد.
با سلام وتشکر از استاد راهنمای گرامی
برداشت ؛ پیام وادی سیزدهم به من همسفر ،تا زمانی که نقطه بر وابستگی ها که همان تفکر زائد افیونی و خودی که از خود ساخته ام نگذارم نمیتوانم سر اغاز خط سلامتی ودلبسته درمان شوم این وادی هم هشدار میدهد وهم امید دارد 🌹
با سلام وتشکر از استاد راهنمای گرامی ،
برداشت ؛ وادی سیزدهم هم هشدار میدهد وهم امید ،برای من همسفر تا نقطه ای بر وابستگی ها ی خود که شامل تفکرات زائد افیونی و خودی که از خود ساخته ام نگذارم ،به سرا غاز خط درمان وسلامتی نخواهم رسید وامید میدهدکه با از دست دادن وابستگی ها به دلبستگی در مان خواهم رسید که خیلی شیرین خواهد بود ونشاطی ماندگار به دنبال خواهد داشت 🌹
باعرض سلام ودورود وخداقوت ،،دلبستگیهایم برای من تعهد ایجاد می کند ولی وابستگی من را به انفعال وتنهایی می کشاند امیدوارم به درک فرق بین این دو رسیده باشم.