جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.
جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.
دوستانی یافتیم که یافت نمی شدند

یک همسفر زمانی که با خودش دوست باشد، در هر جایگاهی قرار بگیرد و هر خدمتی انجام دهد، برایش حس و حال خوب و نشاط درمانی به دنبال دارد و با تمام وجود شاکر خداوند است. و از درمان شدن یک مسافر حتی اگر مسافر خودش هم نباشد خشنود می شود و این یعنی درک واژه همسفر

موضوع کارگاه آموزشی همسفران: دوستانی یافتیم که یافت نمی‌شدند

استاد: همسفر حریری

تاریخ: دوشنبه ۲۹/۱۱/۱۴۰۳

دوست از نظر لغوی به معنای: یار، همدل، رفیق وهمراه می‌باشد. از دوستی یک نوع ارتباط (رابطه)است. رابطه ای مثبت، متقابل، اجتماعی و اکتسابی وانسان چون ذاتاً موجود اجتماعی است به رابطه دوستی نیازمند است.

یافتن، به معنای به دست آوردن و پیدا کردن می‌باشد.

امروز می‌خواهیم به این بپردازیم که چرا گفته میشود «دوستانی یافتیم که یافت نمی شدند» مگر ما چیزی را گم کرده ایم که باید آن را پیدا کنیم؟!!

همه ما قبل از ورود به جلسات دچار تفکرات زائد عمومی بودیم. و بعد هم با قرار گرفتن در کنار یک مصرف کننده دچار تفکری به نام تفکر زائد افیونی شدیم و به مرور صفاتی از جمله کینه، دروغ، حسادت و… را کسب کردیم و این نوع دیدگاه که خودمان آن را با استفاده از قدرت اختیار، انتخاب کرده بودیم، باعث شده بود روز به روز از خود واقعی مان و از دوستی با خودمان دورشویم، خود واقعی همان خودی است که خداوند خلق کرده و از روح خود در انسان دمیده و صفات زیبا و نیکوی خودش را در وجود او قرار داده است.

نشانه های دوست نبودن با خود عبارتند از:

نداشتن خواب درست و کافی، نداشتن تغذیه مناسب و اهمیت ندادن به جسم خود و انجام کارهایی خارج از توانایی مان

تجسس در کار دیگران و اظهارنظر در مورد هر موضوعی

ندیدن داشته‌هایمان و مدام دنبال نداشته‌ها بودن که این یعنی انسان شکرگزاری نیستم.

زمانی که ما نتوانیم با خودمان دوست باشیم نمی‌توانیم با دیگران و اطرافیانمان نیز ارتباط سالم و درستی داشته باشیم و به جای اینکه در کنار آنها باشیم مدام روبروی نها قرار می‌گیریم….

در واقع تمام ما خودمان را گم کرده بودیم و زمانی می‌توانیم به درک واژه دوستی برسیم که شناختی نسبت به خودمان پیدا کرده باشیم. پس باید برای شناخت خود و درونیاتمان حرکت کنیم.

یک همسفر زمانی که با خودش دوست باشد، در هر جایگاهی قرار بگیرد و هر خدمتی انجام دهد، برایش حس و حال خوب و نشاط درمانی به دنبال دارد و با تمام وجود شاکر خداوند است. و از درمان شدن یک مسافر حتی اگر مسافر خودش هم نباشد خشنود می شود و این یعنی درک واژه همسفر و کسی که برای تعالی اهداف جلسات تلاش می‌نماید.

دوستی یک سری آداب مخصوص به خود دارد:

رابطه دوستی باید حریمانه باشد نه صمیمانه؛ رابطه حریمانه بر پایه عقل و منطق و چارچوب خودش است و احساسات در آن دخیل نمی‌باشد و نتیجه اش رعایت فاصله مقدس است.

در هر جایگاه و شرایطی که قرار می‌گیریم، مهارت قدرت نه گفتن را کسب میکنیم. وقتی در موقعیتی که هستم تشخیص بدهم سکوت کنم یا سخن بگویم، عملی را انجام بدهم یا ندهم، یعنی من اولین مهارت نه گفتن را از خودم شروع می کنم.

موانع رسیدن به خود واقعی ودوست شدن با خودمان:

قرارگرفتن در مثلث ادبار (۱.نمیتوانم ۲نمیگذارند ۳نمیشود) و مثلث جهالت (۱ترس ۲منیت ۳ناامیدی) است که باعث عدم اعتماد به نفس در ما و همچنین قرارگرفتن درناامیدی است.

بنابراین برای دوست شدن با خودمان و یافتن خودمان نیاز به تلاش مداوم داریم، حرکتی به سمت جلو همراه با آموزش گرفتن و کاربردی کردن و امید داشتن.

به مرور زمان تغییراتمان تثبیت شده و تبدیل می شود که نتیجه اش حال خوب و ارزشمندی ومورد احترام قرارگرفتن درهر جایگاهی است و آنجاست که دوستانی پیدا میکنیم که در حس های مثبت با ما مشترک هستند و این یعنی ما در مسیرصراط مستقیم قرار داریم.

نوع تفکرات وحس ما در انتخاب دوست نقش بسزایی دارد. دوستی و حس یک ارتباط دو طرفه است و همانطور که در جزوه جهان بینی هم بیان شده ذراتی که دارای خواسته و حس مشترک هستند همدیگر را جذب می‌نمایند.

زمانی که ما از درون سلامت باشیم کسانی هم که در کنار ما قرار می‌گیرند از درون به سلامتی میرسند. چنانچه بارها بیان شده یک فرد آباد، در یک مخروبه هم که قرار بگیرد آنجا را آباد می‌کند.ولی اگر از درون ویران باشد، بهترین جا را هم تبدیل به یک ویرانه می‌کند و این جمله می‌تواند مصداق این دستور جلسه باشد.

زمانی که ما از درون با خودمان دوست باشیم در هر جایی که قرار می‌گیریم قوانین و حرمت‌ها را رعایت می‌کنیم و می‌توانیم اثرگذار مثبت باشیم. ولی زمانی که از درون حال خوبی نداشته باشیم و با خودمان دوست نباشیم از خودمان یک بت می‌سازیم و دائماً با دیگران در تنش هستیم.

دوستی با خودمان، نیاز به مراقبت دارد و این مراقبت با حضور مستمر در جلسات، با رعایت پروتکل درمان و با رعایت بند بند حرمت‌ها میسر می‌باشد که نتیجه‌اش این می‌شود که دوستانی را پیدا می‌کنیم که همجنس خود ما هستند.


دوستانی که در این زمینه مشارکت نمودند:

همسفران: عدنانی- ابراهیمی ۲- غفاری- ملکی- زیلایی – اسکندری- مکری- باقری۲- حسین زاده- قادری- مزروعی- احمدی

مسئول کارگاه: همسفر خدائیان
مسئول نظم کارگاه آموزشی: مسافر سفر دوم ابراهیم
5 1 رای
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

5 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
همسفر خدائیان
همسفر خدائیان
1 ماه قبل

ممنون از استاد گرامی🙏🌹
بهترین دوستاتی که یافتم دوستان سروجی بودند که هیچ کجا مثل ومانند آنها یافت نمیشد بدون منت و چشم داشت با کمال مهرو محبت و گذشت به همدردانشان خدمت میکنند 🌺

فردوس استکی
فردوس استکی
1 ماه قبل

باسلام و درود خدمت شما
خدا قوت
بسیار عالی استاد موضوع را باز کردند و نکات خیلی عالی و چیدمان بسیار خوبی داشتند که مفهوم صحبت هایشان را می‌رساند
خدا رو شکر
باتشکر فراوان از کمیته آموزش و تیم بزرگوار سایت
در پناه حق باشید

همسفر ملکی
همسفر ملکی
1 ماه قبل

با عرض سلام وخداقوت وتشکر فراوان از استاد گرامی که به خوبی دستور جلسه را باز کردند ونکات قابل فهمی را بیان کردند برای اینکه من چگونه بتوانم اول با خودم دوست باشم.با تشکر فراوان از تیم پر تلاش سایت 🌹

همسفر عدنانی
همسفر عدنانی
1 ماه قبل

با سلام وتشکر وتبریک به استاد عزیز ،خیلی ملموس وعالی موضوع را بررسی کردند .
برداشت ؛نکته اول تا به درک ومفهوم دوستی با خودم نرسم نمیتوانم با دیگران دوستی سالم برقرار کنم ونکته دوم اینکه نوع و انتخاب دوست من که همه به تفکرات وحس من بستگی دارد .🌹

آخرین ویرایش 1 ماه قبل توسط همسفر عدنانی
محمدی
محمدی
1 ماه قبل

سلام وخداقوت
با تشکروتقدیر از استاد عزیز که به نحوی بسیار عالی موضوع را باز واموزش دادند
باتشکر از تیم سایت