جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.
جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.
باوری در ناباوری

کسانی که راههای زیادی رفتند و سختی های زیادی کشیدند، با دیدن راه که منطقی و درست است به باور رسیده و در مسیر درمان قرار می گیرند، ولی شخصی که هنوز از مصرف مواد لذت می برد و هنوز چیزی از دست نداده، برایش سخت است به باور برسد زیرا نمی خواهد.

موضوع کارگاه آموزشی مشترک: باوری در ناباوری

استاد: مسافر سفر دوم علی

تاریخ: چهارشنبه 1403/1/22

باوری در ناباوری یک حس است که امروزه آن را در جلسات سروج زیاد می بینیم. ناباوری هم در بین مصرف کنندگان بوده، هم در بین خانواده ها، در جامعه هم بوده و الان هم هست ولی شکل آن عوض شده است.

می توان گفت ناباوری قبل از دوران سوءمصرف در مصرف کننده بوده و حتی اوایل مصرف، اکثر قریب به اتفاق مصرف کنندگان باورشان نمی شد که روزی معتاد شوند. من بدنم فرق دارد، من ورزشکارم، من کار می کنم و درآمد دارم، من وقت خاصی برای کشیدن مواد اختصاص نمی دهم و…، و اصلاً باور نداشتند روزی بخواهند مصرف کننده شوند، ولی این اتفاق افتاد. این ناباوری در مصرف کننده بعداً شکل دیگری به خود گرفت که دیگر نمی شود بدون مواد زندگی کرد، باورش برای مصرف کننده سخت بود که حتی یک روز مواد نکشد و فکر آن را هم نکند، به علت جهالت ها و دانسته های غلط، تمام لذتهای زندگی را همراه با مصرف مواد می دید و علت آن هم عدم درک بیماری اعتیاد بود.

خانواده ها هم اول برایشان سخت بود که بتوانند با مصرف کننده زندگی کنند، باور نداشتند روزی برسد که فرزندشان مواد مصرف کند یا با شخصی ازدواج کنند که مواد مصرف کرده باشد، اما این اتفاق افتاد. این ناباوری در خانواده هم بعداً شکل دیگری به خود گرفت و فکر می کردند فرزند یا همسرشان دیگر به حالت اول برنمی گردد و دیگر آرامشی در زندگی شان نخواهد بود و همین باعث می شد مقابل مصرف کننده قرار بگیرند و هم به خود و هم به مصرف کننده خسارت بیشتری بزنند و این هم باز به علت عدم درک بیماری اعتیاد بود.

جامعه هم اعتیاد و فرد معتاد را به چشم بی وجودی، بی غیرتی و انگل جامعه قلمداد می کند، چون باور ندارد یک فرد مصرف کننده بتواند به جامعه برگردد. این هم که گفته می شد نجات یک مصرف کننده، نجات یک جامعه است، فقط در حد شعار مانده بود که استفاده می کردند.

ولی در جلسات سروج، با شناخت و درک بیماری اعتیاد این باور شکل گرفت. جشن تولدها، آئین های رهایی، اعلام سفرهای سفر دومی ها، همه به خاطر این است که فرد تازه واردی که اینجا می آید به این باور برسد که شدنی است. او هم می تواند، فقط راه را بلد نبوده است.

علت اینکه در آئین های رهایی مهمان دعوت می شود این است که دید جامعه نسبت به افراد مصرف کننده تغییر کند و چه بسا دیده ایم که مهمانان تحت تأثیر قرار گرفته اند که چطور یک مصرف کننده تحت تأثیر آموزش اینگونه می تواند خدمت انجام دهد.

فردی که به خاطر سوءمصرف، زندگی، خانواده، کار، ارزش، پول، سرمایه و خیلی چیزهایش را از دست داده، بعد از رسیدن به درمان، به خودش و خانواده و جامعه برمی گردد و از جان و دل خدمت می کند، چون خدمت را هم جزئی از درمان می داند و به این باور رسیده باید دِین خود را نسبت به درمان ادا کند.

باور چیزی نیست که به زور به کسی داده شود، باید شخص خودش به این مرحله برسد که باور پیدا کند و ایمانش نسبت به درمان قوی شود. اینجا فقط گفته می شود و به خود شخص بستگی دارد که به باور برسد یا نرسد.

کسانی که راههای زیادی رفتند و سختی های زیادی کشیدند، با دیدن راه که منطقی و درست است به باور رسیده و در مسیر درمان قرار می گیرند، ولی شخصی که هنوز از مصرف مواد لذت می برد و هنوز چیزی از دست نداده، برایش سخت است به باور برسد زیرا نمی خواهد. به خودش می گوید هنوز راههای زیادی هست که نرفتم، ولی در جهانبینی می خوانیم فرد دانا از تجربه دیگران استفاده می کند، می تواند راههایی که دیگران رفتند را ببیند و بپرسد چه چیزی باعث شده خدمتگزاران سالهاست اینجا مانده اند و خدمت می کنند.

کسی که دنبال رسیدن به باور است حتی می تواند از مشارکت ها هم درس بگیرد و برای همین گفته می شود در راستای گفتار و رفتار، ما به صداقت و شرافت یکدیگر نیازمندیم.

همه جا گفته می شود ایمان بیاورید تا ببینید و اینجا گفته می شود ببینید تا ایمان بیاورید. باور از روز اول به وجود نمی آید، ذره ذره به وجود می آید. با دیدن هر شخصی که چطور درمان توانسته او را تغییر دهد، یک نقطه امید و یک باوری در ما ایجاد می کند.

اما بعد از اینکه باور در ما شکل گرفت، لازم است قدم های بعدی حرکت ما همسو با آن باور باشد. نمی شود بگویم مسافرم و به درمان ایمان دارم ولی هر طور خواستم دارویم را مصرف می کنم. نمی شود بگویم ایمان به درمان دارم ولی جلسات آموزشی را نمی توانم شرکت کنم. نمی شود بگویم ایمان به درمان دارم، ولی می خواهم دو سه ماهه درمانم تمام شود. یا همسفر نمی تواند بگوید ایمان به درمان دارم، ولی مسئولیت درمان مسافر را به عهده بگیرد.

چه برای مسافر و چه برای همسفر، قبول کردن و پذیرفتن پروتکل درمان و رعایت اصول و قوانین و حرمتهای درمان، یعنی ایمان داشتن به درمان. وقتی باور در ما ایجاد شد، مسئولیت و وظیفه خود را می دانیم و آن را درست انجام می دهیم.


دوستانی که در این زمینه مشارکت نمودند:

مسافران: میثم1- یوسف- اسماعیل- مختار- محمدحسین- محمد- کیانوش- رضا-

همسفران: مکری- غلامی- کشاورز- باقری1-

مسئول کارگاه: مسافر سفر دوم حسین
مسئول نظم کارگاه آموزشی: مسافر سفر دوم سعید
4.8 4 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

15 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
مرتضی مسافر سفر اول
مرتضی مسافر سفر اول
1 ماه قبل

باعرض سلام واحترام
تشکر میکنم از کمیته محترم آموزش وتشکر از استاد گرامی
آموختم،در ناباوری که نسبت به هر مسئله ای بخصوص درمان اعتیاد داشتم، با ورود به عرصه وتفکر درمان وقتی با الگوها برخورد داشتم و با هر جلسه ای که آموزش گرفتم وسعی در کاربرد آموزش را داشته ام باور به اینکه من هم میتوانم در این مسیر مانند همه دوستان درمان یافته ورها شده به آرامش وارزشمندی برسم هر بار در من بیشتر وبیشتر شکل گرفته و لازمه مراقبت از این باور سعی وتلاش در این مسیر وانجام مسولیتهای آن ورعایت اصول وقوانین وحرمتهای درمان است.
سپاسگزارم از همه دوستان خدمتگزار سروج وتشکر میکنم از تیم وعوامل زحمت کش سایت

همسفر رضایی
همسفر رضایی
1 ماه قبل

سلام خداقوت استاد به خوبی این دستور جلسه را بازکردند تشکر از کمیته آموزش تشکر از مسول سایت

مسافر حسن
مسافر حسن
1 ماه قبل

با تشکر از استاد،کمیته آموزش و مسئول سایت

علی مسافر سفر اول
علی مسافر سفر اول
1 ماه قبل

با سلام وعرض ادب
باتشکر از کمیته محترم آموزش وتمام زحمتکشان مجموعه سروج
آموختم  با شناختن ودرک بیماری اعتیاد ،دیدن الگوها  وراهی که برای به درمان رسیدن طی کرده اند می توانم از تجربیاتشون استفاده کنم و از ناباوری به باور (هم به خودم وهم به درمان) برسم .

همسفر ملکی
همسفر ملکی
1 ماه قبل

با عرض سلام و تشکر فراوان از استاد گرامی…همانطور که در اوج ناباوری با مصرف کننده مواجه شدم به درمان هم باور نداشتم اصلا درمان را نمی‌شناختم وهمین باعث شد هم آسیب بزنم هم آسیب ببینم.اما دیدن الگوهای درمان شده باعث شد که من به این باور برسم که چه شخص مصرف کننده چه خانواده اگر خودش بخواهد میتواند به درمان برسد.با تشکر فراوان از زحمات مسئولین سایت،

مسافراسماعیل اماده سازی
مسافراسماعیل اماده سازی
1 ماه قبل

سلام خسته نباشید به کمیته اموزش تجربه من از این دستور جلسه تازمانی که باور به درمان نداشته باشی درمان نمیشی اگر به درمان جسم یعنی به قطع دارو برسی ولی هنوز باورت نشد که قطع مواد شدیه دوباره برگشت میخوری همون جور که برای خودم اتفاق افتاد وقتی دوستان بهم میرسیدن ومیگفتند که ما باورمان نمیشد که تو دیگه مواد نمیکشی خودم میگفتم که خودم باورم نمیشه چه برسد به شما خوب من خودم باور نداشتم که به ناباوری دست پیدا کرده ام پس ازهمین حالا باور ها ایمان فوی تا ناباورها را به زودی به باور تبدیل کنی

همسفر خدائیان
همسفر خدائیان
1 ماه قبل

باتشکر از استاد که به خوبی موضوع را توضیح دادند🙏بعضی ازباورهای غلط ذهنی ما درسروج و به وسیله ی آموزشها اصلاح شد و به باورهای صحیح و درست تبدیل شد🌹

مسافر یوسف سفر اول
مسافر یوسف سفر اول
1 ماه قبل

با سلام خدمت کمیته محترم آموزش
بله من دقیقا ب این ایمان و باور رسیده ام و اولین باری است ک آینده را میبینم خودم را همچون قطره ای درون رود زلال و مستحکم و پاک سروج آموزش‌هایش روانه کردم چون میدانم و باور دارم ک ب اقیانوس درمان میرسم
باتشکر

همسفرحیدری
همسفرحیدری
1 ماه قبل

باسلام وعرض ارادت…اوایل به درمان اصلااعتقادی نداشتم چون فرق بین ترک ودرمان رانمیدانستم..بیماری خودم راباورنداشتم چون بیمارراباقرص ودارووبیمارستان می‌شناختم باآمدن به کلاسهای شناخت اعتیادبه این باوررسیدم که من یک بیمارم واحتیاج ونیازبه درمان دارم باتشکرازعزیزان زحمتکش

مسافر علی ارشادی
مسافر علی ارشادی
1 ماه قبل

بادرود به همه سروجیان عزیز تشکر از کمیته محترم آموزش و سپاس از گروه خدمتگزار، زحمت کش و ارزشمند سایت
سلامت و پایدار باشید🌹🙏

همسفر سبحانی
همسفر سبحانی
1 ماه قبل

با سلام. ارادت خدمت تمامی خانواده سروج اول باور به اینکه مصرف کنده داشته باشم …. وباور به اینکه خودم هم بیمارم. .ومصرف کند هم انکار ازاینکه مصرف می کند دوم باوری به درمان نداشتن تا اینکه در سروج درمان شده ها والگوها را دیدم اینجا باید از تجربه درمان شده ها استفاده ‌کنم وصراط مستقیم را پیشه کنم تااز نا باوری به باور برسم تشکرو سپاسگذارم همسفر سبحانی

همسفر عدنانی
همسفر عدنانی
1 ماه قبل

با سلام وتشکر از استاد ،بخاطر دانسته های غلط ذهنی این ناباوری در من زیاد بود ولی با اموزش گرفتن وشناخت بیماری اعتیاد، ورسیدن به درک درمان اعتیاد ،ودیدن الگوها ،ذره ذره این ناباوری جای خود را به باور داد،وایمان به درمان یعنی رعایت حرمتها وقوانین .

مسافر ه‍ادی
مسافر ه‍ادی
1 ماه قبل

درود و عرض ادب خدمت همه دوستان
تشکر از استاد و کمیته محترم آموزش،سپاس از تیم سایت که رسالت درمان را به درستی انجام میدهند.
باور و ایمان به تدریج در من شکل میگیرد و فقط لازم است که من بپذیرم که بیمارم و استقامت داشته باشم تا طعم واقعی درمان را بچشم و از نعمت های تفکر سروج بهره لازم را ببرم.
لژیون آماده سازی

مسافر علیرضا رفیعائی
مسافر علیرضا رفیعائی
1 ماه قبل

ممنون و سپاسگزارم از استاد عزیز که چقدر قابل فهم آموزش دادند تا من بفهمم اگر مسیر درست را انتخاب کنم و در اون راه تلاش کنم قطعا اون مسئله ای هم که برایم لاینحل بنظر میرسد حل خواهد شد

مسافر سفر اول محمد حسین
مسافر سفر اول محمد حسین
18 روز قبل

با عرض سلام و خسته نباشید به استاد و همه خدمتگزاران سروج،استاد به خوبی دستور جلسه را باز کردند و انگار زندگی من را مرور میکردند من هم با منیت که داشتم باور نداشتم که مصرف کننده شوم ولی شدم ،در زمان سوئ مصرف هم به دلیل ترکهای بسیاری که تجربه کردم و موفق نبودم دیگر باور نداشتم که بتوانم بدون مواد زندگی کنم و ناامیدی به طور کامل من را فرا گرفته بود تا اینکه با الگوها آشنا شدم و به خودم گفتم این راه را هم امتحان میکنم ،بعد از شرکت در جلسه و شناخت اعتیاد تفاوت را با راههای دیگر به وضوح دیدم ،میدانستم انسان هر کاری را میتواند انجام دهد اما اینکه باور قلبی داشته باشم و تمام تلاشم را برای رسیدن به آن هدف و باور به کار ببرم وان تلاش یعنی رعایت کامل پروتکل درمان را در این جلسات یاد گرفتم و بابت همه اینها خداوند را شکر میکنم
با تشکر فراوان از کمیته محترم آموزش و تیم پر تلاش سایت