جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.
جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.
نیستی، حاصل عملکرد ما

منزلت و ارج داشتن انسانها، حاصل نیستی است. وقتی نیست شویم و تعلقی به جایگاه و ثروت و… نداشته باشیم، بدون تعلق خاطر، فقط وظیفه خود را در هر جایگاهی که هستیم انجام می دهیم،

موضوع کارگاه آموزشی سفر دوم: نیستی، حاصل عملکرد ما

استاد: جناب آقای مفتون

تاریخ: دوشنبه 1402/12/14

قبلاً نیستی را در دعا این طور تفسیر کرده بودیم که هر آن چیزی که هست ولی ما آن را نمی بینیم مثل امواج رادیویی. اما هستی و نیستی وقتی به موجودیت انسان می رسد، متفاوت است. چون انسانی که هست را نمی شود گفت نیست. پس امروز نیستی را از این زاویه مورد بررسی قرار می دهیم.

همه ما از هستی (هست بودن خود) تجربه های گوناگون و رنگارنگی داریم ولی هیچ کدام تجربه نیستی را نداریم. زیرا رسیدن به تجربه نیستی خیلی سخت است و رسیدن به آن، واقعاً گرانبهاست.

مولانا در این زمینه می فرماید:

گم شدن در گم شدن دین من است/// نیستی در هست آئین من است

بارها در جلسات گفته شد که باید به خود واقعی برسیم و زمانی می توانیم به خود واقعی برسیم، که آن خودی که برای خودمان خلق کردیم را از دست بدهیم. من در ظاهر هستم ولی از درون نیستم، یعنی به چیزی تعلق ندارم، هیچ چیز را از خودم نمی دانم، دنبال دیده شدن نیستم. رسیدن به این مرحله، نیاز به تصفیه دارد. یعنی باید تحت فشار قرار بگیریم برای همین سخت است. باید خیلی خود را خُرد کرده باشیم که به نیستی برسیم. مصداق نیستی آیه شریفه «انا لله وانا الیه راجعون» است.

حاصل آن نیستی، چنان منزلتی را برای انسان به ارمغان می آورد که به صورت دین و آئین ظاهر می شود. آنجاست که به دین تظاهر نمی کنیم، عبادت را برای پرهیزکار شدن انجام می دهیم.

منزلت و ارج داشتن انسانها، حاصل نیستی است. وقتی نیست شویم و تعلقی به جایگاه و ثروت و… نداشته باشیم، بدون تعلق خاطر، فقط وظیفه خود را در هر جایگاهی که هستیم انجام می دهیم، آنگاه حتی اگر کسی به ما توهینی هم بکند، ناراحت نمی شویم، زیرا می دانیم او حال خوبی ندارد. یا اگر به من بها دهند، خود را گم نمی کنم، زیرا می دانم دیگران برای منافع خود این کار را می کنند و برای همین من همان که بودم می مانم. این بها دادن می تواند در حد تذکری برای من باشد که مسئولیت من بیشتر است.

باز مولانا می فرماید:

نیستی تو محض اقرار بود/// هستی تو سرمایه انکار بود

وقتی به نیستی می رسی، خودش اقرار محض است نسبت به خودت و وقتی ادعا داری هستی و در همه جا می خواهی خودت را به شکلی نشان دهی، خودت را انکار می کنی.

عمری بیازمودی هستی خویش /// یک بار نیستی را باید آزمود

سالها به تعلقات خود چسبیدی، یک بار نیستی را امتحان کن، آنجاست که از همه دغدغه ها خلاص می شوی. چیزی را که احساس می کنی نسبت به آن تعلق داری، باید از دست بدهی.

تمام دغدغه ها و نگرانی ها ما در زندگی بین هست و نیست است، مهم این است که کدامیک قویتر است چقدر در هست بودم و چقدر در نیست باید بشوم.

اسیدی بودن وضعیت بدن اجازه نمی دهد میلیاردها سلول را تربیت کنیم. وقتی میلیاردها سلول بدن از هارمونی خارج شده، حسی که در من ایجاد می شود، ناقص است و به عقل هم فرمان می دهد. پس اگر بتوانیم این دستور جلسه را از این زاویه ببینیم که هست بودن خود را نخواهیم، هموستاز در بدن اتفاق می افتد و مطمئن باشید حس های خود را می شناسیم.

از وجود خود چون نی گشتم تهی/// نیست از غیر خدایم آگهی

وقتی واقعاً از خود و از تمام تعلقاتی که داریم بگذریم و مثل نی خالی شویم، آن موقع است که به فنا می رسیم، فنا یعنی من هستم، ولی از درون نیستم و آنگاه به مرحله لقاءالله می رسیم.

نیستی نفی محض خویشتن است. زیباترین دعا در قرآن کریم (سوره قصص آیه 24) مربوط به دعای حضرت موسی(ع) است که مضمون آن این است: «هرچه از تو بر من نازل شود رحمت است و من به آن محتاجم» این یعنی نیستی. برای خدا چیزی تعیین نمی کند. حتی مشکل احتیاج من است. پس من در برابر خداوند همیشه محتاج و فقیرم.

هر کسی ز نیستی ندارد رویی/// کافر میرد اگرچه دیندار بود

یعنی نیستی جایگاهی است که دیگر منی وجود ندارد. اگر می خواهیم به آن چیزی که زبانی می گوییم وصل شویم باید از منم برسیم به تو ام.

راه رسیدن به نیستی، ترک تعلقات است یعنی فقر کامل. اگر در کاری مهارت داریم و دیگران را با خود مقایسه کنیم یعنی در هست کامل هستیم چون آن توانایی و مهارت را از خود می دانیم. حتی احترام به پیشکسوتان در همه جا برای رسیدن به همین نیست شدن است. شاید پیشکسوت ضعیف تر باشد، ولی باید در برابر او نیست شویم و آنجاست که ارزش و ارج پیدا می کنیم و ارزشمندی نمودار می شود.

رابطه عاشقانه با خداوند در رسیدن به نیستی و فقر کامل است. آنجاست که هرچه از طرف خداوند بر ما نازل شود، به آن محتاجیم. هرچه از بالا باشد، نثار است و از پایین غبار، ما هرچقدر غبارزدایی کنیم، نثار بر ما حادث می شود.


دوستانی که در این زمینه مشارکت نمودند:

مسافران: علیرضا2- میثم2- علی – میثم1- مختار-

همسفران: زیلایی- ابراهیمی- مکری- موسوی- خداییان- نوروزی-

در پایان این کارگاه آموزشی، به مناسبت پانزدهیمن سالروز رهایی مسافر مهدی، از ایشان تجلیل به عمل آمد.

 

 

مسئول کارگاه: مسافر سفر دوم حسین

 

مسئول نظم کارگاه آموزشی: مسافر سفر دوم علی
4.4 5 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

6 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
همسفر علی محمدی
همسفر علی محمدی
4 ماه قبل

باتشکر از استاد و کمیته آموزش 🙏🏻🌹

فردوس استکی
فردوس استکی
4 ماه قبل

باسلام و درود فراوان خدمت شما
خداقوت
بسیار بسیار گارگاه عالی بود
انشاالله که برسم به نقطه ای که هر آنچه از آسمان بر بنده نازل می‌شود با جان و دل پذیرا باشم و شکر بابت هر آنچه رنجی که دیدم تا به این کارگاه آموزشی رسیدم
با سپاس فراوان از کمیته آموزش و تیم بزرگوار سایت
در پناه حق باشید

همسفرحیدری
همسفرحیدری
4 ماه قبل

باسلام وعرض ارادت خدمت همه عزیزان..بابکاربردن آموزشها ورعایت کردن حرمتهاوقوانین وحرف گوش کردن میتوانم به جایی برسم که هرچه ازخداوندبرایم پیش آمدراحکمت او وروزی خودم بدانم باتشکرازعزیزان زحمتکش سایت

همسفر ولی زاده
همسفر ولی زاده
4 ماه قبل

سلام وتشکر از استاد عزیز و کمیته آموزش…
برداشت من از این دستور جلسه این است که نیست شدن یعنی متولد شدن فرد دیگر در من که هیچ باری بر دوش خود ندارد.و یاد حدیثی از معصوم (ع) افتادم که فرمودند : طوری در دنیا زندگی کنید که گویی فردا میمیرید و باز طوری زندگی کنید که گویی صد سال در این دنیا زندگی میکنید.واین به نظر من همان نیست بودن در عین هست بودن است که تلاش میکنیم اما به هیچ چیز وابسته و تعلق پیدا نکنیم.
واین موضوع هنوز برای من جای فکر کردن دارد

محمد نداف
محمد نداف
3 ماه قبل

با عرض سلام ..برای نیست شدن بایستی تمام هستی خودمان را ازدست بدهیم ..نیست شدن یعنی تغییر نگاه ما

مسافر فرج
مسافر فرج
2 ماه قبل

با سلام .. و خدا قوت به استاد عزیزم و خدا قوت به کمیته اموزش تشکر بابت زحماتتون دستور جلسه بی نظیری بود 🌷