جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.
جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.
وادی سیزدهم و تأثیر آن بر من

اگر بگوییم، سخت است من نمی توانم، یا این زندگی از دست رفته دیگر نمی شود درست کرد، یا وقتی مصرف کننده هست و اعتیاد در زندگی من است چگونه راه درست را طی کنم؟ و… این گونه صحبتها آفت است که اگر آنها را بشناسیم و در خود از بین ببریم، خودبه خود خط درست در زندگی برای ما ترسیم می شود.

موضوع کارگاه آموزشی همسفران: وادی سیزدهم و تأثیر آن بر من

استاد: همسفر ولی زاده

تاریخ: دوشنبه 1402/12/7

تیتر وادی سیزدهم: «پایان هرنقطه سرآغاز خط دیگری است»

آغاز و پایان هر دوره یا مرحله ای را نقطه می گوییم و از کنار هم قرارگرفتن نقطه ها خط تشکیل می شود که می تواند در مسیر ضدارزشها یا ارزشها باشد. پس وقتی می گوییم پایان هرنقطه سرآغاز خط دیگری است بدانیم یک نقطه ابتدا و انتهایی وجود دارد که نقطه انتهایی خود شروع نقطه دیگری می شود.

از آنجا که هستی و زندگی در جریان است، هیچ وقت ما نقطه پایان که همه چیز تمام باشد، نداریم. هر روزی تمام شود، یک روز دیگر شروع می شود و هر مرحله ای تمام شود وارد مرحله دیگری می شویم. بنابراین انسان باید در زندگی در حالت آماده باش باشد زیرا نقطه آغازهای زیادی پیش رو دارد.

وادی سیزدهم غیر از پیامهای عمومی و کلی برای همه وقایع زندگی، یک پیام اختصاصی و خاص مثل همه وادی ها برای درمان اعتیاد و برای درمان تفکر زائد افیونی ما همسفران دارد و آن این است که یک نقطه پررنگ و محکمی بگذارم پایان تفکرات زائد و اشتباه گذشته و بخواهم یک خط جدیدی برای زندگی خود شروع کنم.

درک این وادی، تغییر نگرش و تغییر جهانبینی خیلی چشمگیری برای ما دارد. که این تغییر نگاه، آرام آرام ما را به سمت درمان تفکرات زائدمان می برد و ما را از انسان تک بعدی به سمت انسان دوبعدی یا چند بعدی بودن هدایت می کند.

انسان تک بعدی همیشه مضطرب و نگران و ناراحت است، ترس دارد و همیشه دنبال ناجی است. چون همیشه از یک زاویه به مسائل و مشکلات و به طور کلی به زندگی نگاه می کند. ولی برعکس، انسان دو بعدی یا چند بعدی انسانی است که با خود به صلح رسیده و همیشه در آرامش است و تفکر و اندیشه اش آنقدر وسیع است که از همه جهت به مسائل نگاه می کند و آنقدر قدرت پیدا می کند که خودش می تواند مسائل و مشکلاتش را حل کند و دیگر دنبال ناجی نیست.

در طول مسیر برای هر نقطه شروع و پایانی، یک سری آفات و موانعی وجود دارد که نمی گذارد خط درست را طی کنیم که اگر آنها را بشناسیم و از ریشه بخشکانیم باعث می شود به سمت انسان دوبعدی بودن حرکت کنیم.

از جمله این آفات برای ما همسفران در جلسات این است که بگوییم، سخت است من نمی توانم، یا این زندگی از دست رفته دیگر نمی شود درست کرد، یا وقتی مصرف کننده هست و اعتیاد در زندگی من است چگونه راه درست را طی کنم؟ و… این گونه صحبتها آفت است که اگر آنها را بشناسیم و در خود از بین ببریم، خودبه خود خط درست در زندگی برای ما ترسیم می شود.

طبق وادی سیزدهم، برای تبدیل شدن به انسان دو بعدی سه پارامتر نیاز است:

1- عقل سالم 2- ایمان سالم 3- عشق سالم؛ وقتی این سه پارامتر به صورت متعادل رشد کنند، آرام آرام به انسان چند بعدی و متعادل که هر کاری را در جای خود و به وقت خود انجام می دهد تبدیل می شویم.

عقل سالم: زمانی عقل ما سالم است و فرمان درستی می دهد که حس های ما سالم باشد. تا زمانی که حس های نفرت، کینه، بدخواهی، بدبینی، حسادت، مقایسه و… داریم، عقل هم بر همان مبنای آنها حکم می کند و فرمان می دهد و من هم طبق همان رفتار می کنم. وقتی هنوز خواسته درمانی برای خودمان نیست و برای درمان بیمار خود می آییم، نشاندهنده این است که دنبال خواسته ها و فرمان های نفس خود هستیم ولی ما فکر می کنیم فرمان عقل است.

ایمان سالم: ایمان همان باور سالم است. وقتی یک تازه وارد در جلسات الگوها را می بیند که مثل او بودند و آمدند و نقطه پایان بر تفکرات قبلی خود گذاشتند و خواستند درمان در خودشان شکل بگیرد، ایمانی در او شکل می گیرد. یعنی حس خوبی در او به وجود می آید و باور می کند همانگونه که اینها توانستند، او هم می تواند.

اما عواملی باعث ضعیف شدن این ایمان می شود، این ایمان با مستمر آمدن، گوش به فرمان بودن و کاربردی کردن آموزشها و دیدن تأثیر آنها در زندگی، ایمان قوی تر می شود. پس هرجا می بینیم ایمان ما رو به افول می رود و به حالت قبل خود برمی گردیم بدانیم برداشت ما عمقی نیست و به درک واقعی و حقیقی مطالب نرسیدیم باید به درون خود برویم، واکاوی کنیم تا ببینیم اشکال کار ما از کجاست که نشاط درمانی نداریم و حال خوب را تجربه نمی کنیم؟!

وقتی کسی به ایمان و باور برسد، می داند هرچه اینجا گفته می شود برای درمان او لازم است شاید خودش متوجه نباشد ولی راهنمایان این مسیر را طی کرده اند و چیزی می دانند که ما نمی دانیم. وقتی تسلیم جلسات شدیم و فرمان را گوش کردیم، نقطه های ما به هم وصل شده و حس نشاط درمانی و تأثیر این وادی و کلاً آموزشها را در زندگی خود به مرور زمان می بینیم.

عشق سالم: وقتی عقل سالم و ایمان سالم شکل گرفت، عشق سالم به وجود می آید. عشق سالم فراتر از این صحبتهاست و من در جایگاهی نیستم که درباره آن صحبت کنم. اما به طور کلی، می توان گفت خیلی مواقع فکر می کنیم نسبت به هر چیزی عشق داریم، ولی در فضای احساسی بودن را با عشق اشتباه می گیریم. چون در مسیر ضدارزشی ها هستیم. عشق زمانی در من شکل می گیرد و نمایان می شود که تزکیه و پالایش در من به وجود آمده باشد که این تزکیه از تفکر سالم شروع می شود و چرخه طی می شود تا برسد به عشق سالم.

شخص گرایی، ناشی از برداشت سطحی است. با حرف شنوی داشتن فقط از یک سرلژیون یا یک استاد برداشت و تفکرات ما سالم نمی شود و خط درست شکل نمی گیرد.

از موانع شروع نقطه با کیفیت خوب، ذهن شلوغ ماست. وقتی به همه چیز فکر می کنیم، از این و آن سوال می پرسیم، یک روز می خواهیم بیاییم یک روز نیاییم و … نمی توانیم روی خود و هدفمان تمرکز کنیم و خودمان را پیدا کنیم. با کاربردی کردن وادی اول که به چه فکر کنیم و به چه فکر نکنیم، ببینیم می خواهیم همسفر این مسیر شویم تغییر کنیم و از این حال بد و آشفتگی بیرون بیاییم یا نه؟

وادی سیزدهم از جزئی ترین تا کلی ترین مسائل زندگی برای ما پیام دارد. به عنوان سخن پایانی و جان کلام وادی سیزدهم اینکه اگر در صراط مستقیم باشیم و در این مسیر حرکت کنیم، قوانین زندگی را بدانیم و مسئولیتهایمان را بشناسیم و کارمان را درست انجام دهیم قطعاً نقطه شروع و پایان های ما دلچسب و شیرین می شود. بدانیم هیچ وقت دیر نیست، ناامید نباشیم، هرجا احساس کردیم خط هایی که برای زندگی مان ترسیم کردیم، اشتباه بوده همان جا می توانیم نقطه آغاز دیگری داشته باشیم، نگوییم نمی شود و از وقتش گذشته است.

اگر تابحال داستان مصیب باری برای زندگی خود ساختیم، از الان به بعد می توانیم با اختیار و دانایی و آگاهی، خط های جدیدی برای زندگی خود ترسیم کنیم و این منوط به این است که امید داشته باشیم و هیچ وقت ناامید نشویم.

اگر خیلی جاها فشار زندگی و حتی فشار اعتیاد و مصرف کننده باعث شده وجود ما تَرَک بخورد و جاهایی بشکنیم، بیاییم طوری روی خودمان کار کنیم و خودمان را محکم کنیم که از این به بعد چیزی نتواند ما را تکان دهد. این شعار نیست و در الگوها دیده شده است و از وجودشان لذت می بریم.


دوستانی که در این زمینه مشارکت نمودند:

همسفران: غفاری- سیدمحسنی- ابراهیمی2- توانا- عدنانی- موسوی- عامری- باقری2- حسین زاده- تقیان

مسئول نظم کارگاه آموزشی: مسافر سفر دوم علی

5 4 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

9 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
فردوس استکی
فردوس استکی
1 ماه قبل

باسلام و درود خدمت شما بزرگواران
خدا قوت
انشاالله بتوانم نقطه اصلی را در مقابل تفکرات زائد افیونی بگذارم و هر چه که میگذرد بازهم نقطه هایی بایستی گذاشته شود و شروع باکیفیتی را با آموزش های کارگاه ها آغاز کنم
باتشکر از استاد بزرگوار و کمیته آموزش و تیم سایت
در پناه حق باشید

همسفر مزروعی
همسفر مزروعی
1 ماه قبل

همسفر م

همسفر ولی زاده
همسفر ولی زاده
1 ماه قبل

با تشکر و سپاس فراوان از کمیته آموزش و همه خدمتگزاران تفکر سروج

همسفرحیدری
همسفرحیدری
1 ماه قبل

باسلام وعرض تشکرخدمت عزیزان زحمتکش…عقل سالم،ایمان سالم وعشق سالم،هرکجاودرهرجایگاهی این سه پارامتررادرنظربگیرم به تعادل میرسم ودیگریک انسان تک بعدی نیستم

همسفر ملکی
همسفر ملکی
1 ماه قبل

با عرض سلام وتشکر فراوان از استاد گرامی .من اگر یاد بگیرم در لحظه باشم نقطه های پایانی وآغازین من درست است.

علیرضا ۲
علیرضا ۲
1 ماه قبل

سپاس از استاد و تیم پرتلاش و قدرتمند سایت سروج.

همسفر خدائیان
همسفر خدائیان
1 ماه قبل

ممنون از استاد.هر آغازی پایانی دارد و هر پایانی آغاز دیگری.🌹

مسافر علیرضا رفیعائی
مسافر علیرضا رفیعائی
1 ماه قبل

تشکر فراوان از استاد که به نکته مهم شناخت آفت‌ها اشاره کردند،عالی بود،دستمریزاد

همسفر توانا
همسفر توانا
1 ماه قبل

باتشکر از استاد عزیز،از این وادی اموختم برای شروع دوباره هیچ وقت دیر نیست مهم این است که نقطه پایانی وسراغاز دوباره من بر مبنای اموزشها وحرمتها باشدتا در هر مقطعی با موفقیت روبرو شوم .باسپاس وتشکر فراوان از خدمتگزاران سروج