جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.
جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.
سفری از ترس به شجاعت

علت ترسیدن از خود، نداشتن ایمان است. ایمان به خود و به مسیر نداریم. خیلی حرفها را شنیدیم و قبول کردیم ولی ایمان درونی و واقعی نیست.

موضوع کارگاه آموزشی مسافران: سفری از ترس به شجاعت

استاد: مسافر سفر دوم علی

تاریخ: شنبه 1402/10/30

این دستور جلسه سه کلمه کلیدی دارد:

سفر- ترس- شجاعت

منظور از سفر، سفر درونی و درمانی است نه رفتن از مکانی به مکان جغرافیایی دیگر.

ترس: تعاریف زیادی برای ترس وجود دارد؛ اما منظور از ترس در جلسات ما، ترسی است که در طی کردن سفر درمانی خلل و لطمه وارد کرده و ما را از مسیر درمان دور کند.

ترس، یک احساس درونی است که باعث می شود نتوانیم از تفکر خود استفاده کنیم. این حس در درون ما بوده و به واسطه سوءمصرف خیلی قوی تر شده یا ترسهای جدیدی به وجود آمده است؛ مثل ترس از خماری، ترس از مأمور نیروی انتظامی، ترس از خانواده و… که در شناخت اعتیاد راجع به آنها صحبت شده است.

با ترسهای زیادی وارد درمان می شویم مثل ترس از شلوغی و جمعیت، ترس از حضور در جمع، ترس از صحبت کردن، ترس از دیدن یک فرد آشنا در جلسات و… که اکثر آنها با آموزش گرفتن و آمدن مستمر به جلسات از بین می رود اما مهمترین ترسی که در مسیر درمان می تواند ضربه زیادی به یک مسافر بزند، ترس از خود است.

در دوران سوءمصرف از قوانین اعتیاد تبعیت کردیم، خیلی از صفات منفی به دست آوردیم و خیلی از ارزشهای خود را از دست دادیم، به خود و خانواده و جامعه ضررهای زیادی زدیم و الان با قرار گرفتن در مسیر درمان، ترس از عواقب آنها همیشه در وجود ما هست. مثل ترس از متوجه شدن خانواده از درمان ما، یا ترس از اینکه اگر بخواهیم دیگر مواد مصرف نکنیم و به جایش دارو بخوریم، ممکن است در محل کار، خوابمان بگیرد و بقیه متوجه شوند، یا بترسیم از اینکه دارویمان کم باشد و در مهمانی بدنمان کم بیاورد و خودسر داروی بیشتری استفاده کنیم، یا چون می ترسیم دیگران دارو خوردن ما را ببینند، ساعت دارو را تغییر دهیم که نخواهیم جایی دارو مصرف کنیم و…

علت همه این ترسها، عدم شناخت و عدم آگاهی است. این اطلاعات و آگاهی را کسب کردیم که باید سر ساعت مشخص به میزان تعیین شده دارو را استفاده کنیم، ولی درک نکردیم که علت آن چیست. نمی دانیم که این باعث بازگشت نظم و ترمیم بدن می شود. برای همین طبق جهالتهای خود یک ساعت دیرتر یا زودتر، یک خط بالاتر یا پایین تر برایمان مهم نیست، فقط مهم این است که در فلان مراسم یا مهمانی بدنمان کم نیاورد. در صورتی که همین کم آوردن خودش یک علائم بالینی برای تنظیم داروست.

چرا از خود می ترسیم؟

علت ترسیدن از خود، نداشتن ایمان است. ایمان به خود و به مسیر نداریم. خیلی حرفها را شنیدیم و قبول کردیم ولی ایمان درونی و واقعی نیست. ایمان به حرف و زبان نیست. به عنوان مثال، کسی که برای سود بیشتر در معامله ای دروغ می گوید، به این خاطر است که ایمان ندارد رزق دست خداست، هرچند بداند، ترس از بی پولی و فقر و… در وجودش او را اذیت کرده و وادار به دروغگویی می کند.

شجاعت: شاید عوام فکر کنند شجاع کسی است که زیر بار حرف کسی نرود، یا اگر کسی به او توهین کرد، او دهانش را باز کند و هر حرف ناشایستی بزند. اما شجاعت از نظر تفکر درمان، یعنی بتوانیم کار ضدارزشی را به راحتی و بدون اینکه دیگران متوجه شوند، انجام دهیم، ولی به علت اینکه آن کار ضدارزشی است، انجام ندهیم. به عنوان مثال، من می توانم در زمان و میزان دارویم دست ببرم، ولی این کار را نکنم. این می شود شجاعت. در معامله ای به راحتی بتوانم دروغی بگویم که سود بیشتری نصیب من شود، ولی نگویم، این می شود شجاعت. می توانم پشت سر کسی غیبت کنم، ولی این کار را نکنم این می شود شجاعت. به طور کلی هر ضدارزشی که بدون متوجه شدن دیگران، با انجام دادنش بتوانم لذت ببرم ولی انجام ندهم، این می شود شجاعت.

در ابتدای هرجلسه، مجری سفر درمانی را اینگونه تعریف می کند: «این سفر، سفری است از ترس به شجاعت، از دروغگویی به راستگویی، از پلیدی به صداقت، از اعمال ضدارزشی به اعمال ارزشی و …»

چرا اولین قدم در این سفر، گذشتن از ترس و رسیدن به شجاعت است؟

چون تا از ترس عبور نکنیم، نمی توانیم از دروغگویی، پلیدی، نفرت و سایر مسائل ضدارزشی بگذریم. علت اکثر دروغ ها، نفرت ها، کینه ها، خشم ها، حسادت ها، مقایسه ها و… ترس است.

ترس از مشارکت کردن، مصداق این است که به خودمان ایمان نداریم، هنوز از درون ترس داریم. هرچند در حال آموزش گرفتن باشیم که به مرور زمان باعث ضربه خوردن در مسیر درمانی می شود.

جمع بندی این موضوع:

عبور از ترس، شکستن حصارهایی است که دور خود کشیده ایم و در آن احساس امنیت می کنیم. اینکه بخواهیم از این حصار خارج شویم شجاعت می خواهد. یک سری از ترسها در ابتدای ورود طبیعی است، ولی آموزش گرفتن و تکرار و تمرین ما را کم کم از ترس خارج می کند. باید شهامت و شجاعت آن را داشته باشیم که از این زمان استفاده کنیم و بتوانیم جبران خسارتهای گذشته را بکنیم. البته همانطور که می دانید اولین جبران خسارت این است که جلوی خسارت زدن را بگیریم.


دوستانی که در این زمینه مشارکت نمودند:

مسافران: رضا- غلامرضا- محمدحسین- محمد1- اسماعیل- مجید- ابراهیم- حسن2- حسن1- احسان(سفراول)- اصغر- محسن- حسین- حسین(سفردوم)- جواد- آرش-

مسئول کارگاه: مسافر سفر دوم ایرج
مسئول نظم کارگاه آموزشی: مسافر سفر دوم علیرضا
5 1 رای
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

3 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
مرتضی مسافر سفر اول
مرتضی مسافر سفر اول
2 ماه قبل

باعرض سلام واحترام
تشکر میکنم از کمیته محترم آموزش وتشکر از استاد گرامی
آموختم ،وقتی به سالم بودن عمل وکاری که انجام می‌دهم یا رفتار وحرفی که میزنم ایمان داشته باشم وقتی به خودم ایمان داشته باشم که در مسیر درست و ارزشی قرار دارم و حرکتم در چار چوب قوانین این مسیر است نباید دیگر از چیزی ترس داشته باشم ،وبا از دست دادن ضد ارزشها ورذایل خود ودوری از آنها میتوانم از ترس خود عبور کنم وبه شجاعت نزدیک شوم ،سفر از ترس به شجاعت مستلزم آموزش ورسیدن به شناخت وآگاهی است.
سپاسگزارم از همه دوستان خدمتگزار سروج وتشکر میکنم از تیم وعوامل زحمت کش سایت

مسافر محمد حسین
مسافر محمد حسین
2 ماه قبل

با سلام و خسته نباشید به کمیته محترم آموزش، استاد به خوبی دستور جلسه را باز کردند برداشتم از این دستور جلسه این بود که اگر هنوز ته وجودم ترسی داشته باشم یعنی هنوز به خودم ایمان ندارم و تجربه ای که دارم هر موقع حتی از یکی از ترسهایم عبور کردم انگار یک لایه غبار از جلوی من برداشته شده، چشم و
گوشم و حسم برای گرفتن آموزش باز تر شده است،
با تشکر از تیم پر تلاش سایت

مسافر میثم۱
مسافر میثم۱
2 ماه قبل

سپاساز کمیته آموزش واستاد