جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.
جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.
نیمه تاریک من

اکثر ما دوست داریم چشم و گوش خود را ببندیم تا چیزی از تاریکی وجود خودمان را نبینیم و نشنویم. ولی باید در وجود خود دنبال نیمه تاریک خود بگردیم و آنها را پیدا کنیم، چون هست. اگر تهمت زدن، دروغ گفتن، حق کسی را خوردن، به دیگری ظلم کردن، ترس داشتن و… را از درون خود شناسایی نکنیم و آن چیزهایی که در درونمان هست را قبول نکنیم و به خاطر قضاوت دیگران، از اینکه آنها را از ته وجود خود به بالا بیاوریم، بترسیم، به خود آسیب های زیادی وارد می کنیم و هیچ وقت رشد نمی کنیم.

موضوع کارگاه آموزشی: نیمه تاریک من

استاد: همسفر کرمی

تاریخ: چهارشنبه 1402/9/22

در ابتدا این روز عزیز، تولد پنج سالگی مسافر علیرضا، از خدمتگزاران صدیق و عاشق جلسات را به ایشان و کل جمعیت سروج تبریک عرض می کنم.

به واسطه اینکه انسان اشرف مخلوقات است، به نحوی همه ما صاحب و مالک این جهان و امکانات آن هستیم، ولی در اصل این جهان است که در وجود هر یک از ماست. یعنی هر شخص به نوبه خود، یک جهان است که دلیل متمایز شدن انسان نسبت به سایر موجودات و مخلوقات جهان هستی است.

وجود ما هم مانند جهان هستی، پر از اضداد است و این نابرابری ها، باعث می شود ناشناخته ها، شناخته شود. روشنایی، مقابل تاریکی، نامهربانی، مقابل مهربانی. بدی، مقابل خوبی، زشتی، مقابل زیبایی و …

اما نکته قابل تأمل این است که همه انسانها تمایل دارند فقط نقاط خوب خود را به دیگران نشان دهند. هیچ وقت کسی مشکلات اخلاقی و انسانی و در کل نقاط منفی خود را به کسی نمی گوید و آن را بروز نمی دهد و آشکار نمی کند و این یکی از بزرگترین اشتباهات انسان است. زیرا این بدی ها و ضدارزشی ها را نمی بیند و اعتماد به نفس کاذب برای انسان به وجود می آید و بیشترین آسیبها از همین ناحیه به انسان وارد می شود.

انسان از دو قطب تشکیل شده است، یک بخش نورانی و یک بخش تاریک. یا همان حسنات و سیئات که در قرآن به آن اشاره شده است. بخش روشن آن چیزی است که عیان می کنیم و برای دیگران می گوییم. مثلاً من دروغگو نیستم، مال کسی را نمی خورم، دزدی نمی کنم، به مسائل اخلاقی پایبند هستم، اما هر آن ممکن است با قرار گرفتن در یک شرایط خاص عکس همه این خصیصه ها در وجود ما نقش ببندد. دروغ بگوییم، رشوه بدهیم، غیبت، قضاوت، مقایسه، حسادت ، پرخاشگری، عصبانیت بکنیم و … . همه این موارد در وجود ما بوده، فقط بروز نمی دادیم، زیرا همیشه تمام این صفات منفی را سرکوب می کرده ایم و این سرکوب کردن بزرگترین اشتباهی است که ما آدمها انجام می دهیم، چون نشانه نپذیرفتن این صفات است.

وقتی نمی خواهیم عیب های خود را بپذیریم، هر کسی هم که آن عیب ها و ضعف ها را به ما بگوید، سریع واکنش نشان می دهیم و بدمان می آید و این بزرگترین آفت برای رشد ما انسانهاست.

کسانی از گفته شدن عیوبشان خوشحال می شوند و در جهت رفع آن عیوب برمی آیند که به درجه خودشناسی رسیده باشند. اگر می خواهیم در مسیر خودشناسی قدم برداریم باید بپذیریم که عیب در وجود ما هست. همانگونه که خوبی داریم، بدی هم داریم. پذیرش خیلی مهم است. همانگونه که تا مصرف کننده نپذیرد که بیمار است نمی تواند به درمان برسد.

اکثر ما دوست داریم چشم و گوش خود را ببندیم تا چیزی از تاریکی وجود خودمان را نبینیم و نشنویم. ولی باید در وجود خود دنبال نیمه تاریک خود بگردیم و آنها را پیدا کنیم، چون هست. اگر تهمت زدن، دروغ گفتن، حق کسی را خوردن، به دیگری ظلم کردن، ترس داشتن و… را از درون خود شناسایی نکنیم و آن چیزهایی که در درونمان هست را قبول نکنیم و به خاطر قضاوت دیگران، از اینکه آنها را از ته وجود خود به بالا بیاوریم، بترسیم، به خود آسیب های زیادی وارد می کنیم و هیچ وقت رشد نمی کنیم.

نکته مهم این است که فکر می کنیم با شناختن نور، تاریکی را می شناسیم، در حالی که عکس این قضیه درست است. یعنی تا تاریکی را نشناسیم، نور را درک نمی کنیم. همیشه بر مبنای قضاوتهای خودمان زندگی می کنیم. بیاییم از این قضاوتها و فرافکنی ها دست برداریم، برای اینکه دیگران نگاه بد به ما نداشته باشند سعی نکنیم هر خصلت بدی که از آن فرار می کنیم، به دیگران نسبت دهیم و خود را از آن مستثنی کنیم. چون هر نقطه منفی را که در خود سرکوب کنیم، مطمئن باشید نقطه مثبت را هم از دست می دهیم. اگر ترس را در خود سرکوب کنیم، شجاعت ما کم می شود. اگر طمع را در خود سرکوب کنیم، بخشندگی را از دست می دهیم. باید بپذیریم انسانی هستیم همراه با خطا، و یاد بگیریم خطا را پیدا و سپس جبران کنیم.

همه ما دوست داریم خوب باشیم ولی آیا می خواهیم کامل هم باشیم؟ در خوب بودن فقط نیمه روشن خود را می بینیم. ولی در کامل بودن هم خوبیها و هم بدی های وجود خود را می بینیم. برای اینکه انسان کاملی باشیم، باید تمام نقاط ضعف خود را بیابیم و با پذیرفتن نقد اطرافیان و بدون توجیه روی آن کار کردن، در مسیر کمال قدم برمی داریم. هرچقدر از عیب های خود کم کنیم، داریم بر خوبیهای خود اضافه کنیم و این نقطه شروع یک زندگی عالی همراه با ارزشمندی است. عشق بدون نفرت، شناخته نمی شود. اگر دروغگویی نباشد، راستگویی معنا ندارد پس اینها مکمل هم هستند. ما باید با تفکر و بینش قوی، در وجود خودمان بگردیم، عیبها را بیابیم و برطرف کنیم.

نیمه تاریکی من، جایی است که عیب ها و بدی های ما در آنجا انباشته شده و خودمان هم آنجا ریختیم. درون ما نیاز به پالایش دارد. هر چه بگردیم و پیدا کنیم و دور بریزیم، خوبیها بیشتر دیده می شود. ولی اگر این کار را نکنیم، جایی این انباشتگی فوران کرده و بیرون می ریزد و باعث آسیب به خود و اطرافیانمان می شود و اجازه قضاوت به دیگران می دهیم چون ما بر مبنای رفتاری که می کنیم به دیگران اجازه می دهیم درباره ما قضاوت کنند. پس در بحث خودشناسی مهم است که رفتارهایمان بر مبنای کدام نیمه ما باشد؛ نیمه تاریکی یا نیمه روشنایی.


دوستانی که در این زمینه مشارکت نمودند:

مسافران: مصطفی- میثم1- جواد- علیرضا2- آرش- محمد-

همسفران: ملکی- احمدی- کشاورز- باقری2-

مسئول کارگاه آموزشی: مسافر سفر دوم میثم
پشتیبان: مسافر سفر دوم ابراهیم
مسئول نظم کارگاه: مسافر سفر دوم علی
3.7 3 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

1 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
همسفر رحیمی
همسفر رحیمی
2 ماه قبل

درود و خداقوت بسیار اموزنده و عالی بود با تشکر از استاد گرامی